[ad_1]
شعر در مورد کودکی از یک شعر ، یک قطعه از کبد من
آه یک تکه از کبد من ، روز شما و دشمنی من
-
-
- بابا ، آهنگ باکره من
-
به شعرها رفت
-
-
- o قد از نیشکر
-
چالاک
-
-
- شیرینی ، مهم نیست که چگونه افزایش می یابد
-
یک روز بیش از آن
-
-
- من در ذهنم متوقف می شوم ، درخواست می کنم و فریب می خورم
-
رویاها با خودم بیدار می شوم و آنها را آب می کنند
-
-
- در باشگاه درخواست کنید و امروز تولد من را بگویید
-
بیست می گویند لمس کنید ، ترک نکنید و همیشه باشید.
-
-
- بیست ، ریحانا
-
بیست خدا
-
-
- او با خواهر گل الزهر را موعظه کرد و من آواز می خواندم و می خواندم
-
شعر در مورد کودکی از شعر اینجا در خلاء قلب
در اینجا در خلاء قلب ، آنها پرواز کردند و سرگردان شدند
-
-
- پروانه های میدانی در چشمانم
-
من آنها را می بینم هر شعر چند ساله است
-
-
- من قافیه های آن را می خوانم که هوس می کنند
-
من آنها را در جشن شادی خانه خود دوست دارم
-
-
- با طلوع آفتاب ، آنها برخاستند ، پوشیدند و سپس تحویل دادند
-
من آنها را در زمستان دوست دارم اگر فردا باشند
-
-
- آنها یک کلاس و معلم یک معلم درست کردند
-
در صورت بازگشت ، خانه در میان آنها شعر است
-
-
- بازگشت ، و صدها عدد سازماندهی می شوند
-
و چشمانشان اگر در یک داستان گیر کرده باشند
-
-
- من از درخشش حدیث و کنترل پنهان شده ام
-
و شیاطین آنها در باغ مادر خوشایند است
-
-
- از ناخن محبوب جریان می یابد و برکت می دهد
-
برای امثال آنها ، ما دنیایی را می سازیم و می سازیم
-
-
- در زمین ، کودک در آن زندگی می کند و تحویل می دهد
-
احساس کودکی از شعر صلح در دوران کودکی
صلح در دوران کودکی
-
-
- بیشترین لذت قلب کودک است اگر عشق باشد
-
و لبخند کودکان ، هر شعر
-
-
- جلال التاهر درگذشت و یک نوشیدنی
-
ای پروردگار ، لبخند کودک را برکت دهد تا ببیند
-
-
- روی صورت او ، این دو نفر استقبال و استقبال می کنند
-
پروردگارا ، اشکهایش را با احتیاط متوقف کن
-
-
- و مهربانی شما در بدن کوچک اگر باشد
-
و عشق او به نسل ها پاکی او را در آغوش می گیرد
-
-
- و خلوص از آن پذیرفته شده است
-
ای پروردگار در خانه من ، پرندگان دوحه
-
-
- قلب من از ترس از جدایی است
-
من از لانه کودک می ترسم
-
-
- آنها او را بی ادب و مبهم می بینند
-
و من مسئولیت آنها را به همان اندازه سخت داشتم
-
-
- من وقایع و سلاح را دریافت می کنم
-
بدون آنها جرات عصبانیت کردم و مرا ریختم
-
-
- زمان ، و من آل -مقادا را پرتاب کردم
-
بدون آنها ، ابدیت برنامه ای نخواهد بود
-
-
- او فشار را به سختی موساب تشبیه کرد
-
و من از ترس مرگ خواهم کرد
-
-
- پسرم باید از مهد کودک مراقبت کند
-
و چند شب از دشمن خود ، گریه آنها
-
-
- فوادی به عنوان یک ستاره و سیاره از شب مراقبت کنید
-
من امضاهای عشق را دارم
-
-
- من قبلاً شده بودم ، اگر چمن را ملاقات کردید
-
شعر در مورد کودکی از شعری که می بینم کودک به نقل از روح او
من کودک را می بینم که روحش را نقل می کند
-
-
- برای شروع اولین آن دوره
-
زهکشی در یاس
-
-
- تفوحُ به عاطراتُ الطيوبِ
-
من از همه آن پنهان غافل هستم
-
-
- دست غیب از اسرار نامزدی است
-
در مورد ، و من آنچه را که می خواهم انجام می دهم
-
-
- فرشته ، و من از معنای گناهان نادان هستم
-
تاکنون ، این دو نویسنده ثبت نام کرده اند
-
-
- من یک اشتباه یا بدبختی دارم
-
در مورد من بزرگ شدم و زائران
-
-
- این فرش ها را برای من آماده می کند
-
من از ذهن فعل ترسو فرار کردم
-
-
- آنچه به غیر از فرار برای من ذخیره می شود
-
جلیقه روح را مقصر دانست
-
-
- من قول دادم که اولین dars را شروع کنم
-
شعر در مورد کودکی از یک شعر اگر به عنوان عجله به گربه ساخته نشده بود
لویلا بنیخیتٌ كزُغْbِ الله اصطلاحی
-
-
- آنها از یکدیگر به یکدیگر تکرار شدند
-
من جبران گسترده ای در زمین می شدم
-
-
- طول و علامت
-
در عوض ، فرزندان ما در میان ما هستند
-
-
- کبد ما روی زمین قدم می زند
-
اگر باد به یکدیگر می وزد
-
-
- چشمانم خودداری نکرد
-
شعر در مورد کودکی از شعری که در شوراهای من جمع می شود
آنها شوراهای من را جمع می کنند
-
-
- و نزدیکی من به هر کجا که می چرخند
-
آنها به بازار غریزه خود به سمت من می روند
-
-
- اگر آنها مرعوب شده و در صورت تمایل
-
اگر آنها خوشحال باشند از آنها ستایش می کنیم
-
-
- و قول آنها در را عصبانی می کند
-
و در صورت دور شدن در یک درب از بین می روند
-
-
- ما در صورت نزدیک شدن به آنها به عنوان یک درب پاسخ می دهیم
-
[ad_2]
منبع
