[ad_1]
سفر
بسیاری از افراد در معرض شرایط زندگی هستند که آنها را وادار به سفر به خارج از کشور می کند و عزیزان ، خانواده و دوستان خود را پشت سر می گذارد و از جدایی خود رنج می برند و آنها بی صبرانه منتظر آنها هستند و همین امر باعث شد بسیاری از شاعران با کلمات بیانگر در مورد سفر بنویسند.
سفر
- اگر در سفرها تحقیر و پریشانی گفته شود
و VIAVI را قطع کرده و مرتکب ناراحتی شوید
مرگ پسر برای او بهتر از رستاخیز است
با خانه ای بین واش و حسادت
- وسط مراتع یک معضل بود
از کشور درختان نخل به سرزمین غرب رسید
من جوانی خود را در عجیب و غریب و هسته ای گفتم
طول سال بر اقتدار فرزندانم و خانواده ام است
شما با سرزمینی بزرگ شده اید که عجیب هستید
به همین ترتیب ، در محرومیت و فروشنده مثل من
گاادی ، احمقانه او نسبت به او
پاک کردن و به تصرف بافته شده ادامه دهید
- در غرب من مخالفم که غریبه ها را نصب کردم
شدیدترین و شب
تبلیغات ، همسالان ، پرخاشگری و سلامتی
تضادهای خلقت وجود ندارد
و من مرا به مسیر علل جذب کردم
همان جوانان به تنهایی
- من سفر کردم و به مسافت های آرزو سفر کردم
Night of Al -Shuqabi Derby و توهم من
من بیش از آنچه او از دست داد زخمی کردم
من زخمی دارم که زندگی من را می چرخاند
و قبل از سفر ، من لحظاتی را بلند کردم
در مورد گذشته همانطور که آرزوها را دیدم
من شادی ندیدم ، حتی برخی از نگاه ها
نگرانی من از چهار طرف من را محدود می کند
من همراهی رنج را ندیدم
به جز شعری که نمی آید
و من در زندگی خود لذت بردم
من می خواهم زندگی ام را زنده پیدا کنم.
- در مورد وطن در درخواست Al -ula
و او در پنج مزیت سفر سفر کرد
تسکین و کسب زندگی است
علوم ، ادبیات و همراهی مجید
اگر در سفرها گفته شود ، آنها پریشانی هستند
دشواری در اتحاد و ارتکاب ناسازگاری
مرگ پسر برای او بهتر از زندگی اوست
بدار هوان بین واش و حسادت
- و چگونه می توان کمبود نفرت را طعم داد
و او شب تماشا می کند و می خوابد
او پول ، مردم و غرور داشت
بنابراین غریبه خانه تنها شد
بین دنده ها آنتراکس است
و اشتیاق به آن بیشتر است
او توسط آل -واجد فرض شد و آل -هوجید یک حاکم است
او آنچه را که در هنگام یخ است ، فاش می کند
و وضعیت او در عشق آن را می گوید
غمگین تاریک است و اشک شاهد است
شعرهای مسافرتی
از شعرهایی که در سفر گفته شد ، موارد زیر را برای شما انتخاب کردیم:
من از شما می خواهم که روزهای سفر کنید
همدان المری
اجازه خود را بپرسید … سفر برای روزها … و من شما را می خواهم
و اگر روزهای سفر طولانی شد … نیامد
حتی اگر طولانی شوید … مردم من مردم شما هستند
ای بدون تو .. و زندگی من چیست
تامر مورد نیاز است؟ .. به شما و شما پیشنهاد دهید
باشد که او روزها را جبران کند … در اشتها
تا زمان دست من..هه ، دستان خود را ترک می کنی
سکوت کردم … و در سکوتم بد را می بینم
من مرا ندیدم ، از تو نرفتم … تو را چرخاندم
بازی ، توسط خدا (روح من و اعمال من)
اما قبل از رفتن .. و من به شما دستور می دهم
و شما تنها کسی هستید که از پاهای من قدردانی می کنید
هیچ کس از شما نپرسید … کجایی ، کجایی؟
منابع کمتری که آن را خرج نمی کنند
و اگر آنها فراموش شوند ، فراموش شده من
اوه پایتخت من در زندگی..و همجنسگرایان من
و اگر آرامش پرواز کرد … من در سالیک هستم
طیف شما با من است حتی وقتی که من در دعاهایم هستم
قلب من..و قلبم ، اگر زائران شما می گذرد
آیا این برای دنده های من نبود … آنها مرگ من خواهند بود
اگر سینه من تشکیل شده بود … او یک یاتیک به او می داد
و شما با خود هستید …
من .. و قلبم..و آنها در تو نیستند
Per Egy … Amokan Mazazing ..
غلاک .. مانند حکم برای ماملوک ها
بزرگترین جاه طلبی من … نه … تمام آرزوهای من
در غیاب من ، هر نیاز به سیم
چون من بعد از تو هستم … من با (خاطراتم) سرگرم می شوم
من سعی می کنم به خاطر بسپارم … هر چیزی که شما را به ارمغان می آورد
و من می گویم این ساوا است … و من سواتی هستم
كني موادع..كل شيٍ حواليك
و من حساب را محاسبه کردم (هزا و مرگ من)
من دوست دارم … چون می توانم تو را فراموش کنم … و پدرت
من نمی توانم شما را روشن کنم …
معنی من عاشق … و شما را فراموش خواهم کرد و می خورم
منظورم این است که بدون تو ، نظر شما در مورد زندگی من چیست؟
بیا سفر
کریم آل –
از مسافرت به اندازه کافی برای جدا کردن آمده است
بدون دلتنگی و هیچ روزی
دو روز گفتم ، اما سالها شد
نه قلب شما از دوست شما می پرسد
من از غیبت شما بسیار ناراحتم ، چرا جدایی است؟
من می خواهم شما و عاشقان را ببینم
من یک روح و دوستداران عجیب هستم
من مادرش را گریه کردم و زود گفتم
و صبور باشید و بگویید … اشتیاق به آن پاسخ خواهد داد
من با چشمان باشکوه دو تبعید می بینم
من تو را می خواستم ، عشق من ، دلم برایت تنگ شده
و شما یک عشق دیوانه وار در قلب دارید
من می خواهم عشقم را با روح تو ترحم کنم. آبزیان
و من می خواهم همه را برگردانم تا چشم شما را ببینم
من به شما و آسمان یادآوری کردم
و روح شما گیج شده اید
شما کجا هستید؟
و نام شما گم شده است
به من نشان بده و امروز هستی
و اشک چشم ، همسایه
دریا اگر شما را از من دور کند
قلب برابر با عبارت است
بالای ابر ، ابر
من بدون هواپیما پرواز می کنم
آرزو می کنم سفر بین عاشقان ممنوع باشد
آرزو می کنم سفر بین عاشقان ممنوع باشد
گذرنامه ها به ویژه محفوظ هستند
اگر سفر یک حق قانونی است
مشکل مردم شور و اشتیاق غم و ناله است
سرکه خود را از دست ندهید و لطفا قطع شوید
بدون پیام به شما و ارتباطات
خط به عنوان کارت قابل جابجایی بسته شده است
از پریشانی شما ، همه اشتراک ها نفرین می کنند
به کف دست بزنید و قلب وحشتناک است
همه فضاها را شگفت زده کنید
در یک شب کامل ، گم شد
فکر در مسیرهای مارپیچ
چشم با اشک اشک ریخت
و قلب بین Hasr و Woons زندگی می کند
و اگر صدا را بکشید ، آنچه شنیده می شود
اوه ، فاصله بین شما و او فاصله دارد
شرایط او می تواند مطیع او باشد
و می توان در مورد روح او فکر کرد
ساه در خانه مغرب و دستمزدها پرداخت می شود
او می میرد و بین زندان خود سرگرم می شود
هوا بین سبز و چشمه مشخص است
و شما سموم آیین هستید
از یک هفته تا یک هفته از شما مراقبت کرد
من بزرگداشت لوکس نیستم
سفر مانند عشق به آرنج شده است
مجموعه al -habayeb هفتم غیرممکن است
اما مسلم است که جوش در شما کشت می شود
عشق با ناله ها باقی می ماند و نمی میرد
صداقت آن را گفت و زنگ همیشه بلند می شود
زمان سفر رنج های زیادی را نشان می دهد
سفر در شبهای تاریک
فاروک جایدا
فردا سفر می کنی
و آرزوهای اطراف ما .. من را گیج می کنم
و اشتیاق در اعماق ما بالهای ما را توسعه می دهد
و قلبهای ویران شده
هیچ چیز در سایه های شما باقی نمی ماند
لبخند لبخند نیست
من روی صورتم ماندم
Visuoti .. Bacizamia
فردا ما بیش از امواج زندگی خواهیم بود.
ما مارینا را نمی شناسیم
و تمام سوراخ های بقا گم شده است
چرا به من در دریاها شنا نکردی؟
چرا زندگی بدون خورشید به من یاد نداد … یا روز؟
و صبر .. اوه صبر یک رویای دروغین است ..
آنها ما را عذاب می دهند و پناه می برند .. به عنوان تخریب
فردا سفر می کنی
و یکی در اطراف من ذوب است
ترکها می دانند که چگونه شور و شوق را ترور کنند
نبض .. قلب؟
و اکنون در کیف ها جمع شده است
عطر روز .. شور و شوق
و روی صندلی ها ، سالگرد خوابید
روی سینه مینا ..
من فکر نمی کردم که یک روز هستیم
ما برمی گردیم .. قبل از وسط جاده
با پایان ، ما گذشته را حمل می کنیم
کوچک .. او در آتش از ما درگذشت ..
و اشتیاق به سفر در مقالات ما
و هر زمان که پایان ما نزدیک شود عشق گریه می کند
عجله .. به سمت ما ..
و ساعتها ساکت هستند ..
ممکن است زمان از بین برود ..
قطار شب ممکن است برود
ممکن است فراموش کنیم .. و خانه خود را برگردانیم
مسیر در اطراف ما تاریک تر است ..
هرکسی که روشن شود
این مسیر … عشق مثل ما؟!
مسیری که قسم می خورم برای نزاع
همه چیز .. بعد از ما
و در وسط جاده بوش وجود دارد
چقدر در میان آرزوها بوده ام … سن ما
لامپ ضعیف ما و خداحافظی با نبض آن.
و برای شما نور عطر است .. بین ما
بالکن های اقامت ضعیف ما خرد شد ..
زنده باد آرزوهای ما
و جوانه های آتش بین اشک های آن
او مرتباً مرا بغل می کرد .. و از من می پرسید: می بینی ..
ما یک روز برمی گردیم … خانه ما؟!
روز سفر
Badr Shaker al -Sayyab
از قلب من در توانایی ترین
سفارش سفر
اوه اگر گذشت
با آنها اثر را دنبال می کند
آیا می بینید که خم شده است
برای هوادارانش ، اگر توانستید
فیلم در مورد مزایای سفر
برای کسب اطلاعات بیشتر ، فیلم را دنبال کنید
[ad_2]
منبع
