[ad_1]
ریسندگی
ریسندگی باکره یک احساسات صادقانه و صادقانه است زیرا با وجود ابعاد ، محرومیت و گروه کشنده ، دوام می آورد و ادامه می یابد ، و این یک چرخش است که صاحب آن را بالا می برد. زیرا او به ارزش ها و ایده آل های انسانی پایبند است و صرفاً و پشیمانی برای محرومیت متوقف نمی شود.
چرخش عشق ویرجین یک نخ مداوم ، قدرتمند و عظیم است ، زیرا این عشق است که در آن عشق را برآورده نمی کند ، و این باعث می شود صاحب آن شدیدترین روزهای زندگی خود را متحمل شود ، بنابراین شب او روز و روز عذاب می یابد. ریسندگی باکره در بدیا (آل -هجاز) به عنوان پاسخی به چرخش روشن در شهرها ، شاعر بدیا ، با توجه به تصویر احساسات آنها در یک لباس جدید و خالص و ویژگی های این چرخش در دوره امیید نشان داده شد.
قیس و لیلا
وقتی در شعر عرب خود به عنوان موهای چرخش اشاره می کنیم ، قطعاً به دیوانه لیلا اشاره می کنیم ، و در اینجا نگاهی اجمالی به زندگی قیس و Laila محبوب او است:
qais bin al -mallouh bin amer bin sa’sa در دوران ایالت امیید زندگی می کرد. وی در سال هفتاد مهاجرت درگذشت. در سرزمین های بیابانی عرب و زیر چادرهای آن ، عشق معتبر پاکسازی بزرگ و بزرگ شد. صحرا احساس شاعر عرب را که مربوط به عشق است بیدار می کند. قیس لیلا عاشق کودکی بود و عشق آنها را با گذشت زمان افزایش داد ، اما دلیل ابعاد بین آنها سخنان چرخش فرانک قبل از ازدواج است.
لیلا به دلیل آداب و رسوم و سنت ها از قیس محروم شد و مجبور شد با دیگران ازدواج کند ، بنابراین او نتوانست تأثیر فاجعه را تحمل کند ، بنابراین او دیوانه و سرگردان آن بود. شعر معروف ممکن است مشهورترین شعر در زندگی قیس بن المالوه باشد. او همیشه سخنرانی خود را تکرار می کرد ، و هنگامی که او با Laila محبوب خود سرگردان بود ، که شعر بسیار طولانی است ، در عقب نشینی خود انسانی شد و ما در اینجا برخی از آیات را ذکر می کنیم:
موهای قیس
و روزهایی که از سرگرمی نمی ترسیم
- یادم بود لیلا و سالها
شبانه فراموش نکردم
- و در روز به عنوان سایه نیزه ، سایه آن کوتاه می شود
با همان شیار ، چین ها را قرار می دهیم
- شما یک شب آتش دارید و دوست من
اگر شبها به تو آمدم ، نمی دانم چه چیزی
- ای شب ، چقدر به یک موضوع نیاز دارم
ما همه عشق را پیدا کردیم
- خداوند می گوید ما می گویند که ما هستیم
خدا در لیلا گذراند ، و او لی را خرج نکرد
- خلیل ، نه ، به خدا ، من تو را ندارم
بنابراین ، چیزی جز شب
- او آن را به شخص دیگری سپری کرد و مرا به عشق او آزار داد
این کافی است ، نه علی و نه برای من
- ای پروردگار عشق بین من و او
صبح نیست ، اما توسط لی ذکر شده است
- آنچه با ستاره به وجود آمد تا او را راهنمایی کند
این برای من است ، بنابراین آنچه او برای من دارد
- بنابراین به خدا شهادت دهید که من او را دوست دارم
و از من اشتیاق و عشق
- باشد که خداوند برای دیگران شناخته شده باشد
من چشم چشم را درگذشت ، هیران
- اگر سرگردان نبودید عذاب نمی گیرم
عشق شما به مردم تسلیت است
- شکنجه من مدتهاست که پدربزرگم بوده و مرا شفا می دهد
نه ، ای حمام عراق ، منظورم من است
- روی شوجی و آککین مانند یک باکتری است
آنها می گویند لیلا در عراق بیمار است
- کاش دکتر دکتر بودی
ای پروردگار ، وقتی او لیلا شد ، او مینا است
- عشق من به او به جز یک سیاه چال در حال افزایش است
آنتارا بن شاداد
او آنتارا بن شاداد بن قاد از قبیله ABS است ، پوست او بسیار سیاه بود ، بنابراین او از عجیب ترین عرب ها بازگشت ، و در آغاز زندگی خود پدرش او را انکار کرد و او را به او اثبات نکرد ، و این باعث شد تا آنتارا به گوسفند و شتر مراقبت کند ، بنابراین او یک زندگی سخت ، بی نظیر ، تاریکی بی نظیر ، در مورد تاریکی و بازگرداندن آقایان دارد.
به نظر نمی رسید که آنتارا کاملاً تحت تأثیر پسر عموی خود قرار گرفته است ، که به دلیل سیاه بودن رنگ و تحقیر عموی خود و همه اعضای قبیله به او نمی توان به آن رسید ، اما آنتارا این سرنوشت را قبول نکرد و شورش و نافرمانی خود را اعلام کرد و او زندگی خود را به چالش کشید و به دلیل آزادی ، که او به ترتیب از بین رفته بود ، و او را به ترتیب به ترتیب به ترتیب و به ترتیب از جامعه به دست آورد ، و او را مجازات کرد که در آن به دستور مجازات شود و به ترتیب ، جامعه را مجازات کند که جامعه را مجازات کند. خانواده از قبیله و با آن مهاجرت کردند ، در اثر تأثیر آن ، او به تقاضای او نرسید تا اینکه درگذشت و درگذشت.
شعر آلالای آنتارا
آیا شاعران از شایستگی ها خارج شدند؟
- یا خانه را بعد از توهم می شناختید
o abla dar al -صحبت کردن
- و دایی در صبح ، ابلا و مسلمان
اگر ماسک را می بینید ، من هستم
- پزشکی برای گرفتن شوالیه مورد نظر
من برای کاری که کردم ، من را ستایش می کنم.
- اگر من تاریک نشود ، خالق من مجاز است
من به شما و نیزه اشاره کردم
- از من و تخم های هند از خون من می ریزند
آیا از اسب ، پسرش مالک می پرسید؟
- اگر از آنچه نمی دانید نادان هستید
من می خواستم شمشیر را ببوسم چون آنها هستند
- شکافهای خندان درخشیدند
آنها آنتارا و آل -سامه را صدا می کنند ، اما او
- Catters یک چاه در Laban Al -Adham
من هنوز هم آنها را با یک ذبح خلوت پرتاب می کنم
- و شیر او تا زمانی که با خون بیرون کشیده شد
شعر آل -موتانابی در عشق
من یکی از کسانی نبودم که وارد عشق قلب او شدم
- اما هرکسی که پلک های شما را دوست دارد
دوستت دارم که عشق تو قاتل است
- و این قلب هر چه باشد ، شما انجام می دهید
من تو را دوست دارم ، قلب را زندگی نکردم ، بنابراین اگر تو هستی
- رزونانس خود را در قبر دنبال کنید
تو سعادت قلب من و شکنجه برای او هستی
- آنچه در قلبم به شما فرمان می دهم و دارم
مرگ عاشقان در اشتیاق چیست؟
- اما عاشقان شگفت انگیز هستند
من در قلبم به تو علاقه مند شده ام
- خون زندگی به رگهای من
دوست پسر من همانطور که زندگی می کردید ، آیا دیده اید
- یک مرده قبل از من از قاتل خود گریه کرد
اگر قلبم با من بود ، دیگران را انتخاب نمی کردم
- من در عوض شما را در اشتیاق راضی نکردم
اگر فقط این عشق یک بار دوست دارد
- او می داند که شخص عزیز از ترک چه چیزی دریافت می کند
چشمان شما قلب و همه آنها را پایین می آورد
- یا زخمی یا زخمی کشتار
و من عاشق خوابیدن در یک زمان هستم
- شاید یک جلسه در یک رویا باشد
اگر این برای اشتیاق نبود ، او زمین را تحقیر نمی کرد
- عاشق ، اما عاشق عزیز
[ad_2]
منبع
