[ad_1]
درباره داستان رومئو و ژولیت
این یک اثر تئاتری غم انگیز (غم انگیز) برای نویسنده و شاعر انگلیسی ویلیام شکسپیر است که برای اولین بار در سال 1597 منتشر شد و به دنبال آن به ترتیب چاپ و انتشار سه نسخه دیگر از آن در سالهای 1599 ، 1609 ، 1623 ، با تفاوت های متعدد در متن. شایان ذکر است که بیشتر نسخه ها و چاپ های مدرن از نسخه دوم چاپ شده در سال 1599 گرفته شده است.[١] آثار شکسپیر ، از جمله رومئو و ژولیت ، به تعدادی از زبانها ترجمه شدند که از صدها نفر فراتر رفت و زبان عربی یکی از زبانهایی بود که این نمایشنامه را به همراه آلمانی ، اسپانیایی ، کره ، فرانسوی ، ایتالیایی ، ژاپنی و بسیاری از آنها منتشر و اجرا کرد. گزارش شده است که آثار شکسپیر در تولید هفت اثر هنری به زبان عربی بین سالهای 2004 تا 2015 به آنها اعتماد شده است.[٢] بازیگر مشهور انگلیسی ریچارد پرپگ در اولین نمایش این نمایشنامه در کنار بازیگر رابرت جووی ، که در آن زمان نقش ژولیت را بازی می کرد ، نقش رومئو را بازی کرد ، زیرا در آن زمان درگیری این زن در آثار تئاتر مجاز نبود.[٣] شایان ذکر است که شکسپیر هنگام نوشتن رومئو و جولی تئاتر با شعری حماسی توسط شاعر انگلیسی آرتور بروک ، تحت عنوان “تاریخ غم انگیز رومئو و ژولیت” اهلی کرد که بروک به نوبه خود نوشت که تحت تأثیر داستان نویسنده ایتالیایی Matieo Bandello است.[٤]
شخصیت
داستان رومئو و ژولیت شامل شخصیت های زیادی بود ، یعنی:[٥]
- رومئو: قهرمان داستان. او فرزند خانواده مونتگیو است.
- ژولیت: قهرمان داستان ، یکی از شخصیت های اصلی تئاتری ، دختر سیزده سال -ساله کاپولیت است.
- فرر لارنس (راهب لارنس): یک مرد خوب در مصیبت خود به رومئو و ژولیت کمک می کند.
- پرستار: دوستی که به جولیت نزدیک است ، پرستار بچه و معلم.
- Montegio: ارشد خانواده Montegio ؛ یکی از خانواده های اصلی ورونا ، جایی که داستان در آن قرار دارد.
- کاپولیت: رئیس خانواده کاپولیت ؛ یکی از خانواده های اصلی ورونا. در یک دونده قدیمی با خانواده Montegio.
- Escalaos: شاهزاده ورونا و حاکم آن.
- پاریس: شاهزاده جوان و شاه شاهزاده اسکالوس.
- روزالین: نزدیک آقای کابل ، که رومئو عاشق ابتدای نمایش است.
- Penfolio: دوست و پسر عموی رومئو ، برادرزاده مونتگیو.
- Marquicio: خویشاوند شاهزاده و یکی از دوستان رومئو.
- تيبالت: در نزدیکی ژولیت و خانم کاپولیت.
- راهب جان: راهب در همان کلیسایی که راهب لارنس کار می کند.
- خانم کابولیت: همسر کاپولیت.
- خانم مونتگیو: همسر مونتگیو.
- Blzar و Abram: به عنوان بنده خانه مونتگیو.
- سامسون و جريجوي: خانه کاپولیت.
طرح
وقایع داستان در شهر ایتالیا ورونا واقع شده است ، جایی که خصومت قدیمی بین خانواده های مونتگیو و کوپولت در حال تجدید است. شاهزاده اسکالوس ، که امیر ورونا و حاکم آن است ، به این دو حزب هشدار می دهد که عواقب نقض صلح شهر را که ممکن است به مجازات اعدام برسد ، هشدار می دهد. در این زمان ، رومئو عاشق روزالین است و دوستش Penfolio او را تسکین می دهد. رومئو و دوستش به مهمانی می روند که توسط خانواده کاپولیت برگزار می شود و ماسک هایی را می پوشند تا شناخته نشود ، اما تیبال به عنوان حضور رومئو شناخته می شود و علاقه مند به کشتن او است ، اما آقای کابلیت از این کار جلوگیری می کند. رومئو پس از اخراج خود از این مراسم برای دیدار با جولیت باز می گردد و آنها قول دوست داشتن یکدیگر را برای همیشه مبادله می کنند. سپس رومئو به راهب لارنس از آنچه اتفاق افتاده است می گوید و راهب موافقت می کند که با آنها ازدواج کند.[٦]
Benfolio Marquicio می گوید که تبت می خواهد با رومئو که بعداً به آنها می آید مبارزه کند و پرستار از برنامه ازدواج مطلع می شود و او به نوبه خود به ژولیت می گوید که به راهب لارنس می رود و ازدواج رومئو و ژولیت نیز وجود دارد. سپس رومئو درخواست تیبال را به نزولی باز می گرداند و رد می کند ، اما مارکسیو به جای رومئو از تیبال پایین می آید و تیپتال او را می کشد. سپس رومئو برمی گردد و از دوستش انتقام می گیرد ، تیبال را کشته ، سپس فرار می کند و به فروفروش می گوید شاهزاده آنچه اتفاق افتاده است ، بنابراین شاهزاده نفی رومئو از ورونا تصمیم می گیرد. پرستار ژولیت در مورد دستور رومئو می گوید و به او قول می دهد که برای آنها ترتیب دهد. راهب رومئو به تبعید خود اطلاع می دهد و به او توصیه می کند که مخفیانه به جولیت مراجعه کند ، سپس وررون را به مانتا واگذار کند.[٦]
کاپولیت پاریس می گوید که او می تواند در طی سه روز با جولیت ازدواج کند ، و خانم کابولیت این خبر را به ژولیت منتقل می کند ، که به تازگی با رومئو وداع کرده است ، بنابراین جولیت از ازدواج با پاریس امتناع می ورزد و اصرار دارد که علی رغم موج عصبانیت که پدرش است ، از طلسم خود بخواهد که به اوج می رود و از او می خواهد که به او کمک کند تا به او کمک کند تا به او کمک کند تا به مونک کمک کند تا به مونک کمک کند تا از ازدواج به دست آورد تا از ازدواج بماند تا از ازدواج به دست بیابد تا به ازدواج کمک کند تا از ازدواج به دست بیاید و به او کمک کند تا از ازدواج بماند تا به ازدواج برسد. به او نوشیدنی می دهد که باعث می شود او کشنده به نظر برسد تا از باغ وحش ها از پاریس جلوگیری کند ، و او در مورد برنامه ای که با فرار رومئو و ژولیت به مانتو پایان می یابد و در آنجا زندگی می کند ، به رومئو می گوید.[٦]
جولیت به پدرش می گوید که او بلافاصله ازدواج با پاریس را می پذیرد ، بنابراین او تاریخ خود را به روز بعد ارائه می دهد ، و سپس ژولیت سؤال کننده ای را که راهب به او داد ، نوشید و وقتی همه فکر کردند که او درگذشت ، عزاداری را اعلام کرد و بدن خود را برای آماده سازی برای دفن منتقل کرد. اما آزر به رومئو گفت كه جولیت درگذشت ، بنابراین رومئو قسم خورد كه بدن خود را به كنار خود كشته است ، بنابراین او سمی را از یكی از فروشندگان داروها و سموم فروخت. در همین حال ، راهب جان به راهب لارنس می گوید که او نتوانسته پیام خود را به رومئو تحویل دهد ، بنابراین راهب لارنس این خطر را درک می کند و می رود تا به ژولیت بگوید چه اتفاقی افتاده است.[٦]
پاریس به مقبره جولیت لایتم می رود و در آنجا با رومئو روبرو می شود و می جنگد ، رومئو پاریس را می کشد ، سپس سم را می نوشد تا در کنار ژولیت بمیرد. سپس ، راهب ، لارنس ، رومئو را مرده و ژولیت از کما از خواب بیدار می کند ، و هنگامی که ژولیت رومئو مرده ای پیدا می کند ، از ترک خودداری می کند و در عوض خودش را با یک خنجر رومئو می کشد. سپس مأموران پلیس وارد می شوند ، و راهب لارنس توضیح می دهد که چه اتفاقی افتاده است ، و با توافق کاپولیت و مونتگیو به پایان می رسد تا درگیری بین این دو خانواده به پایان برسد و صلح را به یکدیگر برساند.[٦]
ویلیام شکسپیر ، نویسنده رومئو و ژولیت
ویلیام شکسپیر و اهمیت آن
ویلیام شکسپیر یکی از بزرگترین نویسندگان انگلیسی است ، اگر نه بزرگترین آنها ، بنابراین تأثیر نوشته های وی تقریباً از آثار ادبی تولید شده توسط نویسندگان انگلیسی از زمان ظاهر وی و تا به امروز غایب است. شکسپیر آثار ادبی خود را در یک دوره زمانی به پایان رسانده است که یک مرحله بزرگ تحول است که زبان انگلیسی از آن عبور کرده است ، و این باعث شده است که بسیاری از کلمات و جملات ایجاد شده و روش خود برای دستکاری ساختارهای زبانی و لفاظی ، نقش مهمی در شکل گیری و توسعه زبان انگلیسی پس از او داشته باشد. آثار شکسپیر نه تنها سایه ای برای نویسندگان در انگلیس بود ، بلکه تأثیر آنها در غول های ادبیات غربی مانند GWAH ، Voltaire ، Kitts ، Charles Dickens ، Volkonner و دیگران ظاهر شد. شخصیت کلاسیک بر آثار ویلیام شیکایر ، به ویژه شخصیت غم انگیز (غم انگیز) که استاد اوضاع در نوشته های او بود ، حاکم بود و نمایش رومئو و ژولیت نمونه خوبی از غم انگیز است که با متون شکسپیر مشخص می شود.[٧]
زندگی ویلیام شکسپیر
ما همه چیز مربوط به زندگی نامه شکسپیر را دریافت نکرده ایم. این امر به این دلیل است که بسیاری از این اطلاعات به دلیل پیری زمان بر روی آن از بین رفته است ، اما قابل اطمینان ترین رمان این است که وی در بیست و سوم آوریل سال 1564 متولد شد ، بسته به تاریخ تعمید خود در استرفورد ، که در بیست و یکم از فراموشی شناخته شده است ، و فرض بر این است که تعمید 3 روز پس از تولد او در حال رشد است و در حال رشد است و در حال رشد است. پایتخت ، که مرکز تئاتر آن زمان انگلیسی بود.
ویلیام شکسپیر ، فرزند ارشد جان شکسپیر ، که در صنعت چرم و دستکش کار می کرد ، و همسرش مری آردن. او برادر بزرگتر سه برادر مرد بود. آنها گیلبرت ، ریچارد ، ادموند و دو خواهر هستند: آنی – که در هفت سالگی درگذشت – و جوآن. پسری ویلیام نمی توانست پیرترین فرزندان جان باشد و مریم اگر این به دلیل مرگ دو خواهر خود ، که درگذشت ، دو نوزاد نبوده است.
ویلیام شکسپیر تحصیلات خود را در دانشکده گرامر استرادفورد (انگلیسی: مدرسه جدید در استاتفورد) دریافت کرد و او تا زمان رسیدن به پانزده سالگی در آن ماند. تقریباً سه سال بعد ، او با دختری ازدواج کرد که تقریباً هشت سال از او بزرگتر است ، آن هاتاوی ، و آنها سوزانا داشتند که پس از آن شکسپیر برای کار در لندن نقل مکان کرد و همسر و فرزند خود را در استررفورد ترک کرد. ویلیام شکسپیر پس از آن همسرش ، آن را که جودیت و هامون است به دنیا آورد (ابن شکسپیر ، تنها مردی که در سال 1596 درگذشت و او یازده ساله بود). از زمان حرکت خود به لندن ، شکسپیر شروع به بازیگری در بازیگری و نوشتن تئاتر کرده است ، و حتی در کارهای سرمایه گذاری که از آن موفق شد با همکاری خود در مردان لرد چمبرلین پول بدست آورد ، جایی که در آن مرحله به تدریج در مرکز تئاتری لندن شهرت و شهرت را آغاز کرد.
شکسپیر در بیست و سوم آوریل 1616 در پنجاه و دو سالگی به دلایل ناشناخته درگذشت ، و پارادوکس عجیب این بود که تاریخ مرگ وی مربوط به تاریخ (ممکن) وی است.[٨]
داوری
- ↑ “رومئو و ژولیت” کتابخانه فولگر شکسپیر، آن را در 10-21-2017 بیاورید.
- ↑ لورا استیل ، اریک جانسون (19-3-2015) ، “حقایق بین المللی سرگرم کننده درباره شکسپیر” شورای انگلیس، آن را در 10-21-2017 بیاورید.
- ↑ “رومئو و ژولیت” صخره، آن را در 10-21-2017 بیاورید.
- ↑ دیوید بووینگتون (21-4-2011) ، “رومئو و ژولیت” ، دائر ycl المعارف بریتانیکا، آن را در 10-21-2017 بیاورید.
- ↑ “راهنمای مطالعه رایگان: رومئو و ژولیت توسط ویلیام شکسپیر” کتابها، 9-9-2017 ، آن را در 10-21-2017 بررسی کرد.
- ^ بوها برای جمع حرف جف “خلاصه داستان رومئو و ژولیت” پلاستیک، آن را در 10-21-2017 بیاورید.
- ↑ Tammy Whynot ، “تأثیر ماندگار شکسپیر بر ادبیات” خدمات میزبانی مجله دانشگاه Dalhousie، برگرفته از 21-10-2017. ویرایش شده
- ↑ “زندگی شکسپیر” ، کتابخانه فولگر شکسپیر، برگرفته از 21-10-2017.
[ad_2]
منبع
