[ad_1]
مادرم ، عشق ، من دوست دارم
مادرم ، عشق ، من او را دوست دارم ، قلبم ، دنیای او را دوست دارم
ای خورشید در افق من طلوع می کند ، ای کلمه سن
ای همه دنیا ، امید من ، شما اخلاص و معنی آن هستید
بنابراین شما هدیه ای از پروردگار من هستید ، پس من بدون او چه زندگی می کنم؟
من قلبم یا چشمان مادرم را از دنیا به شما دادم
روح من نفس من یا زندگی من است و همه اندک هستند
چه چیزی را به یاد می آورم ، مادرم ، هیچ چیز وجود ندارد.
گذشته گل ها را در خود نگه می دارد ، و حال لب های او را لبخند می زند
حساسیت شما هنوز به او لذت می بخشد که از او مراقبت می کند
چند شب در بیماران من گریه کردید و خواستار پروردگار او شد
فرزند من و محبوب من ، پروردگار من ، سلامتی دنیوی را پر می کند
مادر برای زندگی و طعم سن اینجا ذوب می شود
مادر یک ملوان از Good است و دریا هدایای خود را دوام می آورد
مادرش تو را دوست داشت ، زندگی من ، شادی قلب من و قصد او
مرا شامل شود و به من عشق بده و بگذار مادرش را رویای
دوستت دارم
من تو را دوست دارم اگر او به یک شب برود
و یک صبح زیبا با من به اشتراک بگذارید
صبح دوستت دارم
و در هر زمان ، من تمایل دارم
من با زندگی خود صبور هستم … از اهدافم لذت ببرید
در نگاه صورت شما در آن طولانی شدن است
و من به دنبال این هستم که همیشه به شما بگویم
هرچه در تو می گویم ، کمی
با آسایش ، چه مدت من شبها ماندم
و هنگام ترک قلب خود را از خواب بیدار کردید
و فراوانی احساسات از سرریز شما
همیشه توسط سوهیل غرق است
من شایستگی ها را جمع کردم ، مادر تو
کمال فضیلتی را برای ما ایجاد کرده است
اگر کمی اعتراف کنم
این حساسیت شما را دارد. من راه دارم
و اگر لحظه ای در من پیروز شوم ، غمگین می شوم
او از شما عشق دارد
اگر مدتی دلم برای پدرم تنگ شود
شما نان آور شده اید
لطفا ، مادرم مشکلات را ناپدید می کند
مادرم شما را به قلب من دعوت کرد یک تورنت است
زندگی گذشته است ، بنابراین والدین خود را با آن احترام بگذارید
ابو اللا آل آلماری می گوید:
زندگی گذشته است ، بنابراین والدین خود را با آن احترام بگذارید
-
-
-
-
- و مادر افتخارآمیز تر و خیریه است
-
-
-
محاسبه بارداری و شیردهی او ، این خون شماست
-
-
-
-
- دو چیز قدردانی ، ما هر انسانی را به دست می آوریم
-
-
-
و پادشاهان ترسیدند و از آن پیروی می کردند
-
-
-
-
- پادشاه مانند زمین است
-
-
-
اگر آنها ادامه دهند ، آنها فایده ای برای زندگی با آن دارند
-
-
-
-
- چند مرد یا با یک موسسه خیریه
-
-
-
آیا قبلاً از ناعادلانه و تاریک بود؟
-
-
-
-
- سرهای فارسی ، یا سرهای گازان
-
-
-
اسبها اگر ریخته شوند
-
-
-
-
- به جز با جمجمه ، به معنای آن و شاس است
-
-
-
صورت مادرم
در گوشه ای ، چهره مادرم ظاهر می شود
من او را نمی بینم زیرا او زندگی می کرد
الجوانح من سنين
چشم ، اگر کمی غفلت کنید ، نمی بینید
اما هرکسی که در بال زندگی می کند غایب نیست
و اگر مانند همه غایب پنهان شود
چهره مادرم هر وقت در مقابل من به نظر می رسد
باد غم و اندوه شدت گرفت … و پیشانی لرزید
شمشیر و قلم
شمشیر و قلم را در دستان خود انجام داد
آیا این برای خدا نبود ، خانه و پناهگاه می توانستند
تو خدای ما هستی و با من ، من مایع منی هستی
و من در ضخامت ولید هستم
ماها این ملودی مرا مسحور می کند
عطر در یک طرف خندان پخش می شود
طیف شما هنوز از من پیروی می کند
من یک راز هستم و قلبم نعمت ها را دنی می کند
تا اینکه زندانی روسپی افتاد و من رفتم
قلب های من ، اما خون جاری می شود
من با او بیدار شدم و او خواب بود
قلب ضعیفی که بیداری و خواب می بیند
و زندان وارد خواهد شد و من بهبود می یابم
از زندانی شر حمما مجاز است
اگر او مرا خوب ببیند ، من با شادی گریه کردم
و اگر او مرا بد دید ، من گریه کردم
بگذار مرا ببخش ، عذابم
یا یک حاکم و حریف و داوری باشید
لطافت شما مادر من است
لطافتت ، مادرم ، زخمهایم را بهبود بخشد
و نام زندگی من و سایه من
برای زندگی خود ، شما شواهدی هستید
همیشه به سینه مادرم ، همیشه
برای زندگی شما ، مادر من شواهدی است
و اگر خطبه حل شود به شما خواهم آمد
و کابینت ها از بین رفتند
برای مادرم ، من مثل مادرم هستم
رضایت آن نسیم است
مادرم ، فرشته من
مادرم ، فرشته من ، عشق من ، بقیه برای همیشه است
و دستان شما هنوز دستان من است
یک ماه حلقه بزنید و بهار را شامل می شود
مادر من ، و شما یک شکوفه در عطر او هستید
و وقتی می گویم مادرم ، من مجذوب من هستم
ایرف الله هیمی قناه
مادرم ، ضربان قلب من ، نادای ، اگر کافی باشد
و من مادرم را قبول کردم و دوست داشتم اگر بهانه شود
چشمان شما همان چیزی است که چشمان شما زیباترین سیاره پوست است
مادرم ، فرشته من ، عشق باقیمانده من برای همیشه
بهار زندگی
ای مادر ، تو بهار زندگی هستی
رنگ گلها و منبع جریان
برای شما ، مادرم پیشانی ها را تحقیر می کند
برای ارسال به سفارشی معتبر خود
و عطر و آغوش شما گرم است
باشد که خداوند بالاترین ، عالی ترین را برکت دهد
لبخند شفابخش داریم
با خوشحالی زندگی و رویای طولانی من
ما در تمام دهان او بوته ای داریم
هرکسی که حق داشته باشد از طرف ما است که تمایل داشته باشیم
من برای نان مادرم آرزو می کنم
محمود درویش در شعر خود می گوید:
من برای نان مادرم آرزو می کنم
و قهوه مادرم
و لمس مادرم
و در کودکی رشد می کند
یک روز روی سینه یک روز
من زندگی خود را دوست دارم چون هستم
اگر درگذشت ،
من از اشک مادرم شرمنده هستم
اگر یک روز برگردم مرا بگیر
روسری برای هدف شما
حسابرسی برنامه ریزی
پاشنه های شما خوشایند هستند
”
با مو
با یک نخ در دم لباس خود را تکان می دهد
اگر برگردی من را تنظیم کن
سوخت
و یک طناب شستشو روی سطح تاریکی شما
چون ایستاده را از دست دادم
بدون دعای روز شما
ستاره های کودکی فردی را آزار دهید
حتی من شرکت می کنم
پرندگان جوان
دنباله برگشتی
منتظر شما باشید
من وظایف را برای احترام به مادرم واگذار می کنم
من وظایف را برای احترام به مادرم واگذار می کنم
مادرم حق افتخار دارد
من وزن خود را حمل کردم و بعد از بارداری ام
او مرا به زمان شیر داد
او تاریکی شب را به من داد تا
او خوابش را برای خواب من ترک کرد
این مادرم است که مرا خلق کرده است
بعد از پروردگار من ، من برخی از مردم شدم
این ستایش بعد از حمد خدای من است
او از روزها تشکر می کند
مادر یک مدرسه است
اگر آن را آماده کنید ، مادر معلم است
من افراد خوبی را آماده کردم
اگر مادر زنده بماند ، مادر مهد کودک است
در آبیاری ، او یک حساسیت است
استاد استاد
سوء استفاده های آنها میزان افق را اشغال کرد
من نمی گویم با زنان تماس بگیرید
بین مردانی که در بازارها نشسته اند
مربوط به جایی که آنها گم نشده اند
آنها به گردن او هشدار می دهند و هیچ محافظی ندارند
آنها اقدامات مردان را انجام می دهند
در مورد وظایف
زمان در نقش های آن شکل می گیرد
کشورها و آنها با استراحت من راکد هستند
به نظر شما نظر خود را به اشتراک بگذارید: موردی برای بحث
چرا بارداری آموزش را بر روی مادر تنها در جامعه عرب خود قرار می دهیم و به مشارکت والدین در آن اعتقاد نداریم؟
[ad_2]
منبع
