[ad_1]
شعر در مورد دانش از شعر امام علی بن ابی طالبب
أَدَّبتُ نَفسي فَما وَجَدتُ لَها
-
-
- با خیر خدا ادبیات را تقویت می کند
-
در تمام موارد ، اگر کوتاه باشد
-
-
- این بهتر از سکوت او در مورد پریشانی است
-
عدم وجود مردم این است که آنها غایب هستند
-
-
- این توسط یکی از کتابها ممنوع بود
-
اگر از نقره سخنان شما باشد ، اوه
-
-
- روح این است که سکوت از طلا است
-
در میان آیات شاعرانه او:
زیبایی لباسی نیست که ما را آراسته کند
-
-
- زیبایی زیبایی علم و ادبیات است
-
و نه یتیمی که پدر و مادر ندارند
-
-
- یتیم یتیم علوم و ادبیات است
-
در میان آیات او نیز:
فرزند کسانی باشید که می خواهید و ادبیات به دنیا می آورید
-
-
- او او را با نسبت ها غنی می کند
-
او نسب خود را نمی خواند
-
-
- بدون زبان او و نه ادبیات
-
پسری که در اینجا می گوید این است
-
-
- نه پسری که می گوید پدرم
-
شعر درباره علم از شعر ابو الله آل -مارواری
و وقتی من در فاشیست مردم جهل دیدم
-
-
- من تا زمانی که فکر کردم نادان هستم نادیده گرفتم
-
fawa تعجب می کند که ادعاهای نقره چقدر ناقص است
-
-
- ووا
-
و چگونه پرنده در ترکیبات خود می خوابد
-
-
- برای دو طرف ساخته شد
-
شعر درباره علم از شعر آل -موتانابی
فقر جهل بدون ذهن به ادبیات
-
-
- فقر معماری بدون سر به پیام رسان
-
و آنها توسط Geruts که همراه بودند رانده شدند
-
-
- شرم آور از راه حل دو سال
-
شعر درباره علم از شعر آل -موتانابی
دنیای برادرم از چشمانش استفاده می کند
-
-
- اگر چراغ ها و سایه ها با آن برابر باشند
-
من کسی هستم که نابینا را به ادبیات خود آوردم
-
-
- سخنان من توسط کسانی که طراحی شده اند شنیده می شود
-
من می خوابم که پلک خود را پر می کنم
-
-
- آفرینش جواهرات آن را تماشا می کند
-
من از جهل او نادان بودم
-
-
- تا اینکه یک دست به سمت او و یک لقمه آمد
-
اگر برجسته به نظر می رسید
-
-
- فکر نکنید که لت لبخند می زند
-
و یک شخص تماشایی املایی از صاحب آن
-
-
- من آن را با اسبی که ممنوع بود فهمیدم
-
پاهای او در حال دویدن یک مرد است و دستان دست هستند
-
-
- و آنچه را که می خواهید متوقف کنید و بروید انجام دهید
-
و من از این دو گاو راضی هستم
-
-
- تا اینکه مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و درگذشت
-
اسب ، شب و پیشنهاد من را می شناسد
-
-
- شمشیر ، نیزه ، لوازم التحریر و قلم
-
شعر در مورد علم و معلم از شعر احمد شاوکی
برای معلم بمانید
-
-
- معلم تقریباً پیام رسان بود
-
شما افتخارآمیزتر یا بیش از یک نفر آموخته اید
-
-
- این ذهن را ایجاد می کند و ایجاد می کند
-
نعمت شما خوب است ، معلم
-
-
- شما اولین شاخ قرن ها را آموختید
-
این ذهن از تاریکی او بیرون آمد
-
-
- و نوری که نشان داده شده است راهی است
-
من توسط دست معلم چاپ شدم
-
-
- زنگ زدگی جدید سایه است
-
شما تورات موسی را هدایت کردید
-
-
- و پسر ویرجین
-
و شما بایان ، محمد را ترک کردید
-
-
- بنابراین حدیث و فوران بارگیری
-
شما جونان و مصر را آموختید
-
-
- در هر آفتاب ، شما می خواهید بیرون بروید
-
در روزی که کودک شدند
-
-
- در علم ، همدردی او
-
از زمین شرقی ، شمس ظاهر شد
-
-
- آنچه برای او عجیب است یک دست است
-
ای زمین از آنجا که معلم خودش را از دست داده است
-
-
- بن jgosos virates
-
کسانی که از حقیقت دانش خود محافظت می کردند رفتند
-
-
- و توسط عذاب شکنجه شود
-
شعر درباره علم از شعر ابن الواردی
نگویید سرش رفته است
-
-
- هرکسی که در مسیر قدم می زد وارد شده است
-
در افزایش علم ، مجبور کردن دشمن
-
-
- و زیبایی علم ، کار فریاد زد
-
منطق گروهی در دستور زبان
-
-
- بیان تلفظ ممنوع است
-
Vaishair Villaricism مذهبی مذهبی
-
-
- من در این دنیا بال پایین تری دارم
-
این عنوان اعتبار و چه چیزی است
-
-
- اگر تحقیر نشده باشد بهترین مو
-
شعر درباره علم از شعر ابن تاباتبا آل -لاوی
قلب سیاه و بیمار دو گناه خود را پنهان می کند
-
-
- به عنوان ذهن غم من قربانی می شود
-
اگر دانشش می رفت من را سرزنش می کند
-
-
- أ اصطمل amِّعــ ملا عظند الرُواة “
-
و من راه حل کلمات را دارم
-
-
- و آنچه را که من از آن بهره مند می شوم حفظ کنید
-
ادعا می شود که علم غنای خود را به همراه نمی آورد
-
-
- این برای جهل غیرقابل تصور از سوء ظن های آن خوب است
-
من زندگی خودم هستم ، بگذارید به ارزشهای خود گوش دهم
-
-
- ارزش همه مردم همان کاری است که آنها انجام می دهند
-
شعر درباره علم از شعر ابو السود الدوالی
زندگی به جز آنچه شما قصد دارید زندگی نمی کند
-
-
- ترک و کاشت شما
-
علم یک دکوراسیون و یک شخص محترم برای صاحب آن است
-
-
- بنابراین شما از هنر علم و ادبیات سؤال می کنید
-
هیچ چیز خوبی وجود ندارد ، زیرا منشاء آن بدون ادبیات است
-
-
- حَتّى يَكونَ عَلى ما زانَهُ حَدِبا
-
[ad_2]
منبع
