[ad_1]
شعرهای سیل در مورد خیانت دوستان
شعرهای سیلاب در مورد خیانت دوستان در ادامه:
شعر: محبت و برادری تغییر کرد
علی بن ابی طالب گفت:[١]
تولد و برادری تغییر کرد
-
-
- صداقت را بگویید و امید را کاهش دهید
-
و زمان من برای یک دوست
-
-
- خیانت زیادی وجود دارد
-
و پروردگار یک برادر ، و شما حق او را دارید
-
-
- اما او برای او دوام نمی آورد
-
شر اگر با آنها توزیع کردم
-
-
- و دشمن اگر سالمندان پایین بیاید
-
وابستگی من را نمی بیند
-
-
- دوست بقیه جلسه باقی مانده است
-
و اگر یکی از قلبهایم را خواندم
-
-
- و من را با آنچه در آن است مجازات کنید
-
او برای من می خواند ، که ما مشتاقانه داریم
-
-
- فقر وجود ندارد که دوام داشته باشد یا غنای آن باشد
-
و هر وابستگی خدا در حال توصیف است
-
-
- و با بی اخلاقی اخوان المسلمین توصیف نکنید
-
و هر جراح دارویی دارد
-
-
- و بدترین آفرینش هیچ دارویی ندارد
-
این همیشه خواب نیست
-
-
- مانند بدبختی ، موفقیتی وجود ندارد
-
اگر میثاق را انکار کنم
-
-
- در خودم ، افتخار و محله
-
اگر مردم خانه به سر می برند
-
-
- به نظر می رسید مردم
-
شعر: چند دوست در زبان
چند دوست با زبان هستند؟
-
-
- شما به آن احتیاج دارید ، ممکن است وظیفه ای نداشته باشد
-
اگر از او سؤال کردید ، او آن را پیدا نکرد
-
-
- به جز عذرخواهی پس از بالا بردن چهره ها
-
کلمات در لب او می چسبند
-
-
- و نظریه های موجود در Zeg
-
او لبخندهای خود را مثل اینکه شما آمده اید پنهان می کند
-
-
- با یک صبح ، آنها او را با یک فن پرتاب می کنند
-
و همراهان اطراف شما به نظر می رسد که آنها هستند
-
-
- مبتلایان به خاطر باطل هستند
-
شعر در مورد خیانت به دوستان
امی در مورد خیانت دوستان در ادامه احساس کرد:
شعر: اوه ، من با خلان و حباب همراه شدم
حامد زید شاعر گفت:
اوه ، من Khlan و Habab را همراهی کردم
-
-
- و آنچه در شدت من بیشتر است
-
مخفی و حجاب زیادی وجود دارد
-
-
- با این حال ، من به آنها احتیاج داشتم و آنها مرا ترک کردند
-
هر کس دست خوبی شود ، تعداد انگشت شماری از گرد و غبار است
-
-
- همان چهره ای که تمایل دارد مرا فراموش کند
-
بدون ذکر تفاوت ها ، رگها و شجره نامه ها
-
-
- این سه بود و سه پلک من هستند
-
من به آنها آموختم و اهداف برپا می شوند
-
-
- و وقتی به آنها کمک کردم ، آنها به من زنگ زدند
-
از آنجا که شما جوانترین آنها هستید ، عمر مهمانی شد
-
-
- برای باور کردن آنها ، شعر ، به من ظلم می کند
-
به موفقیت نام من ، آنها نیش ها را کاشتند
-
-
- حتی توصیه مابگو به من توصیه می کند
-
هدایا از جمله دین و هزینه ها به طول انجامیده است
-
-
- به خدا ، اگر گناه آنها را بخواهم ، به من ندهید
-
مشاوره دانشجویی چون من خواسته های نام مستعار هستم
-
-
- این یک توصیه است ، چگونه اگر آنها با من ازدواج کنند؟
-
من برای خودم می نوشتم ، مشهاریا و تابابا
-
-
- من نمی دانم که آنها مکاتبات من هستند ..
-
من از ذهن ذهن و درب دور شدم
-
-
- من پیدا کردم کهگا تغییر کرده است
-
نزدیک هادب ، مراقب موهای من ، مژگان
-
-
- گویی من برده داری آنها را در پلک هایم نگه داشته ام
-
اگر آنها را می بینید ، آنها مرا می بینند
-
-
- کجا به من نگاه می کنی؟
-
حضور باستان شناسی خانه آنها عصبی سوختگی است
-
-
- و اگر Tarououni از یکدیگر ناراحت باشند!
-
سلام ، با چشمانم ، و من یک تونی جوان هستم
-
-
- مهمترین کتاب شعر با من جنگید
-
حتی اگر او ستاره های شهاب را دوست داشته باشد
-
-
- برای من کافی است که نام من از نظر من بزرگ است
-
پدر و مادرم گفته اند که گفته اند گفته اند
-
-
- بگذارید آنچه می توانید بگویید
-
مادام قبی در آغوش گرفته شده است
-
-
- با این حال شما می توانید من را دفن کنید
-
اگر مانی زخمی است. من از استخوان خود خسته شده ام
-
-
- اگر نمی دانستم ، حضور خود را اثبات می کردم
-
اگر در چهره آنها زندگی نمی کردید ، آنها در غیاب جان باختند
-
-
- اگر او مقاله خود را نمی دانست ، برگ آنها
-
من سخت ترین شدم زیرا آنها دشوار بودند
-
-
- آنها مانند مگنون به آنها دادند
-
بدون جیب ، کبد ، مو و گفتار آنها
-
-
- کبد لین آدبلو که باعث موفقیت من شد
-
وای صورتم ، اشک باش
-
-
- ما جف ماه ومستحا من طعوني
-
هر چیزی که دید و ظن مشکوک دارد
-
-
- او تنها کسی بود که مرا جابجا کرد
-
قبل از او ، او دعا کرد ، مرد ، تکریم و یک کتاب
-
-
- و مادرم روی فرش نور است
-
مرا صدا کن ، خدا درهای من را باز می کند
-
-
- من با شدت از او التماس می کنم
-
از بسیاری از زمزمه ها با دعوت ، ذوب می شود
-
-
- احساس کردم آزماعی از من متنفر است
-
پوست او یک چهارم و صاحبان من است
-
-
- برای فعلی من
-
از یک روز ، دانشمندان من همه عناوین را به دست آوردند
-
-
- من آنها را در نوت بوک خود جمع کردم و مرا نجات دادم
-
خدا آنها را با فرزندان عمو و جاناب برکت دهد
-
-
- از روزی که آنها را دوست داشتم و مرا دوست داشتم
-
و تحسین آنها برای من ، موضوع تحسین چیست
-
-
- به سبک من ، من یک بالونی برای من ارسال می کنم
-
اگر در مورد خودم انسان می گفتم ، دروغگو می شوم
-
-
- اگر گفتم خون من طلایی است ، باور کنید
-
اگر چگونه می توانستند گیاه گیاهی من را کاشتند
-
-
- اگر آنها در دستشان هستند ، آنها را به من تشبیه کردند
-
غالباً آنچه آنها به چاپ تبدیل شده اند
-
-
- حتی با پوشیدن آنها ، من از من تقلید کردند
-
و من را پیدا کنید و در را نزدیک من کنید
-
-
- و حضور افرادی که برای آنها گریه می کنند آنچه من هستم
-
اگر تحت تأثیر سطح و گناهان قرار بگیرند
-
-
- وقت شما برای مدت طولانی بود تا من را نابود کنید
-
نقص و علل مادام هاتنی
-
-
- من مثل مگانی از آنها بیرون رفتم
-
در ابتدا ، اگر صدای من چیزی باشد ، این کار خواهد شد
-
-
- من خودم را ذبح کردم قبل از اینکه آنها مرا ذبح نکنند
-
من دستم هستم ، اگر این کار را کردی
-
-
- من عهد می کنم که دستانم را از ماتونی برش دهم
-
هیچ نقصی دعوت نشده است و من استقبال نمی کنم
-
-
- نقص ، اگر من برگشتم اگر به من فراخوانده شوند
-
تا زمانی که برای من حساب نکنید
-
-
- من ممنوع هستم اگر می خواهی به من بیایم
-
شعر: من یک کلمه در ذهنم هستم
- من در ذهنم یک کلمه هستم
- ولاني قادر أخفيها
- آنها می گویند زمان باقی مانده
- و من به اندازه کافی وقت می گویم
- آنها می گویند سالها دوستی ، آن را دور نگه می دارد و کاهش می یابد
- و من می گویم که قلب ها بین حس او و حس من قوی تر هستند
- دوستی تراموا مرا با حساسیت به معانی آن می کند
- من از آل -وافا نوشتم ، داستانی که من آن را در یک هشدار می نویسم
- با این حال ، تمام جواهرات در این جهان معادل آن است
- یک دوست دختر ، نه سخت ، وقت من و پدربزرگم
- باشد که خداوند از زندگی و تمام آرزوهای او خوشحال باشد
- با تشکر از خدا ، او به او دست خواهد یافت و قلب او روشن است
- و باشد که خداوند او را به اوین داده شود ، همیشه لطفا
- و شرکت برای ما کافی است
- و دعاهای خدا بر طاها ، تعداد آنچه باشگاه آن نامیده می شود
- در روز پریشانی ، روز بنده به پروردگار ما می آید
داوری
- ↑ “محبت و برادری تغییر کرد” ، دیوانوی در تاریخ 7/24/2022 به شما اطلاع داده شد.
[ad_2]
منبع
