[ad_1]
شعر برای کریسمس از یک شعر باج برای سن شما
فدىً لعمرك ساعاتي وأيامي یک سال بزرگ شد ، آیا به آستین هایم نزدیک شدم؟
یا ما هنوز در چهار سال غیب هستیم
-
-
- چهل ، طولانی دویدن آن خونین است
-
و چگونه جهان را کوتاه کنیم ، مال من می شود
-
-
- عمر به عنوان سن شما ، اما بدون شماره
-
یانی .. و سن تو زندگی من است اگر مرا انتخاب کنی
-
-
- دنیا تاج و تخت من را رها کرد
-
و من این را روی پاهای او گفتم ، او سجده کرد
-
-
- اشعار من همه و الهام بخش من است
-
هر منافذ آب شده
-
-
- در ملودی قلبم ، من سایه هستم
-
و من با تمام رگهایم در آن قرار گرفتم
-
-
- آنتار و تمام آهنگهای من شد
-
یانی .. من از تاج و تخت خدا می خواهم بخشش می کنم
-
-
- اگر گفتم: یانی .. روی اندامش ، نامی
-
شاید وقتی زیر گنبد او خوابم
-
-
- احساس می کنم چهره شما بر روی رویاهایم می افتد
-
یانی..و جشن شما به سمت من خواهد رفت
-
-
- cex ، و بیشتر از سرم به پاهایم بلند شده است
-
یک روسپی ، سجده برای خدا
-
-
- برای تبدیل شدن به مقالات و قلم های من
-
و قلبم ، امواج و فیض من
-
-
- و برای ماندن یک قوطی و رسانه های من
-
شعر برای کریسمس از شعر کارتهای تبریک به شما
حسادت
از چیزهایی که
حضور شما هر روز جشن او را می سازد
زیرا به سادگی است
شما حق رویکرد خود را دارید
و در خویشاوندی من با شما
من فقط حق دارم
فایده عید چیست ..
عشق به شما را افشا نمی کند؟
من از وسوسه شما می ترسم
با یک پنیر زن ، من شما را برنگشتم
مورد علاقه برای جشن گرفتن چیزهای خود
به طور کلی ، من از تبریک به دفتر شما راضی خواهم شد.
صندلی ماشین شما
جدول سفر شما
حوله های حمام شما
تیغه آرایشگر شما
مقیاس خواب شما
مبل سالن شما
مهدا خاکستر گلیونک را ترک کرد
کراوات گردن که آن را برداشته است
پیراهنی که در تردید شما معلق است
صابونی که هنوز با کف حمام شما است
یک فنجان در آن ریخته شد
قهوه صبح شما
روزنامه های واقعی … با توجه به علاقه شما
لباس های ورزشی که به مسابقه شما متصل است
من سه سال پیش کفش داشتم
برای اولین شام ما ..
شعر برای کریسمس به زبان محاوره ای از شعر ، پرندگان صبح
ای پرندگان صبح صبح
ای ستاره های آسمان ، در آسمان نگه دارید و اغوا نشوید
o گلهای بهاری باز است
درهای زندگی را برای هر گل ، باز کردن دهانه باز کنید
امروز تولد عزیزم
امروز زیباترین و شگفت انگیزترین شبها است
امروز او ساعت ها آواز خواند
ثانیه ها رقصیدند
امروز تاریخ خم شده است
کشتی ها بنادر را پذیرفتند
امروز تولد قلب من است
امروز تولد عشق من
امروز تولد عزیزم
همه طرفداران جهان ، عشق من ، در جشن تولد شما شرکت می کنند
این به شما تبریک می گوید ، اما به من توهین می کند
امروز تولد قلب من است
امروز عشق من عشق من است
امروز تولد عزیزم
شما خود را در شگفت انگیزترین مکان این دنیا جشن خواهید گرفت
آیا می دانید کجاست؟
من یک مهمانی زرشکی را درون سینه ام برگزار می کنم
من شریانم را با گل مبله و تزئین می کنم
تمرینی از آن تا اعماق قلب من ، و بر روی عرش آن ، شما خواهید آمد
و دو پنجره تزئین شده است
شما به بهشت خود در درون من نگاه می کنید
بله عزیزم
همه چیز درون من به تنهایی متعلق به تو است
بهشت تو در قلب من و عمیق
و در روح من
عزیز من
امروز دریاها لبخند می زنند
رقص غافلگیر
درختان شاهکارهای ملودی را روی رشته ها بازی می کنند
امروز عشق من
شمع ها فقط ده نفر خواهند بود
با تعدادی انگشت
شمع های شما ، عشق من ، انگشتان من خواهد بود
هرگز خاموش نمی شود
من آن را اجاق گاز برای تزئین تاج و تخت شما خواهم ساخت
نگران عشق من نباش
شمع های شما هرگز به پایان نمی رسد ، هرگز به پایان نمی رسد
این از من است
پایان نخواهد یافت
شعر برای کریسمس به زبان محاوره ای از شعر مرحوم شما از پروردگار من
من شما را از پروردگار خود بیرون خواهم کرد ، پس به من بدهید
و من به او زنگ زدم تا مرا در تو برکت دهد
من شما را به عنوان یک فداکاری برای زندگی دیدم
من هنوز با او تماس می گیرم تا فرزندان را ببیند
قوی شما را برای زندگی پشتیبانی می کند
تولد عزیز شما برای روزهای من
یک ملودی که من در تمام فیض توییت کردم
به یاد او ، من زندگی می کنم ، تمام رویاهایم.
شعر برای کریسمس به زبان محاوره ای از شعری که شمع ها را جشن می گیریم
ما شمع ها را جشن می گیریم و برای عشق لبخند می زنیم
ما روزهای خوشبختی و اشتیاق را در ما تجدید می کنیم
و ما در Widad ، شیرین ، خالص ، شیرین صدا می کنیم
ما زمان گذشته را تا روزهای گذشته خود جذب می کنیم
[ad_2]
منبع
