[ad_1]
روباه برای جستجوی آب بیرون می آید
شایعه شده است که روزی روباه سوار شده در جنگل برای روایت یک چاه در جنگل جستجو می کرد ، و او خیلی قدم می زد به جز اینکه چاه پر از آب شیرین پیدا شد ، او شادی را شکست و دوباره از شدت شادی و خوشبختی خود در هوا پرش کرد ، اما او در حالی که علت آن را پرید و بدون توجه به آب و هوای خود ، در حال چاه بود ، و او را به طور ناگهانی در قسمت پایین چاه پیدا کرد ، و به آرامی در پایین چاه پیدا کرد.
بعد از اینکه کامل شد ، او سعی کرد دوباره به بیرون چاه پرش کند ، اما او نتوانست این کار را انجام دهد زیرا چاه زیاد بود و تمام تلاش های او با او نتوانست به نفع او باشد ، و روباه همچنان به نفع او باقی ماند و سعی کرد حتی متوجه شود که او نمی تواند بدون هیچ دوست حیوانات خود در جنگل بیرون بیاید و او در جستجوی صدای بلند خود فریاد زد تا به او کمک کند تا او را از طریق رقیق خود درگیر کند.
دیدن بز برای روباه در چاه
در همین حال ، او در نزدیکی چاه ، یک بز خوب قدم می زد ، و او همچنین احساس تشنگی می کند و به دنبال آب خوبی برای گفتن عطش به او می گوید ، و من صدای روباه را به دنبال کمک می شنوم ، بنابراین من به چاه رفتم و به داخل آن نگاه کردم و روباه را در داخل آن دیدم ، بنابراین تازه از آن که تازه است ، آب را در این چاه می خوانم که به اندازه کافی آب است که برای نوشیدن خوب است ، و فکر می کند که آداب و نوش در یک روش بدخلقی است و در یک روش بدخلقی است. شما ، اما ابتدا باید از داخل چاه پرش کنید تا بتوانید به آب دسترسی پیدا کنید ، زیرا در پایین چاه قرار دارد.
بزهای خوب به چاه می روند
بزهای خوب احساس خوشبختی می کردند و بدون فکر کردن برای نوشیدن از آب و گفتن عطش آن ، بدون فکر کردن در مورد عواقب عملی که من انجام دادم و آنچه در زیر آن منتظر است ، در چاه پریدند.
استفاده از روباه بز برای زنده ماندن
وبمجرد أن قفزت بداخل البئر استغل الثعلب المكار الفرصة وقفز على ظهرها وهكذا تمكن من الخروج من البئر، فقالت له الماعز الطيبة: انتظرني حتى أروي ظمأي ثم ساعدني على الخروج أيضًا مثلما ساعدتك، نظر إليها الثعلب قائلًا: لا يوجد لدي وقت حتى أنتظرك كل هذه المدة، ثم تركها وذهب بعيدًا دون أن يساعدها.
بزهای خوب کجا رفتند؟
بزهای خوب در داخل چاه ماندند و منتظر بودند که یکی از دوستانش به او کمک کند ، اما آیا او بدون فکر کردن در مورد برنامه های حیله گر مانند فاکس ، یا یک حیوان قادر به بیرون آمدن از چاه خواهد بود.
خلاصه
یک شخص باید به دیگران کمک کند زیرا او قادر به انجام این کار است ، اما او همچنین باید هنگام برخورد با غریبه ها مراقب باشد تا او خود را در مشکلات لازم برای آنها پیدا نکند ، همانطور که با بزهای کوچک اتفاق افتاد وقتی که تصمیم گرفت به روباه کمک کند و او او را نمی شناسد و او را از شر و آنچه که از شر دارد نمی داند ، به او نشان داد که می خواهد به او کمک کند و به محض اینکه او را به او اعتقاد داشت و او را به وجود آورد و او را در آن قرار می دهد و او را به عنوان رقیق قرار می دهد.
[ad_2]
منبع
