/ 2026/02/27

داستان آلیس در کشور شگفتی ها

[ad_1]

تصویر داستان داستان آلیس در کشور شگفتی ها

آلیس … در کشور شگفتی ها

آیا این یک دختر ده ساله نیست که با خواهرش ، لامیس ، یک روز در باغ نشسته است ، او با کتابی که می خواند با او مشغول کار بود ، بنابراین او فکر می کرد که به دلیل دلهره خواهرش با او ، از یاس قرارداد نخورید. و در حالی که او در باغ بود ، او یک خرگوش را دید که لباس های مجلل را پوشیده بود و به ساعت او نگاه می کرد و می گفت: این خیلی دیر است.

خرگوش پس از گفتن این عبارات به سرعت فرار کرد ، آلیس از او شگفت زده شد و گلهای گل یاس را که گرفتار کرد و خرگوش را گرفت ، پرتاب کرد و در حالی که آن را اجرا کرد ، در یک سوراخ بزرگ قرار گرفت ، و سپس من شنیدم که خرگوش می گوید: کوسه من

آلیس از اتاق بیرون آمد و دوباره خرگوش را دنبال کرد تا اینکه خودش را در مکانی پیدا کرد که شبیه سالن بزرگ است و درهای آن در یک تونل طولانی و محکم بسته شده است. آلیس نتوانست وارد آن شود زیرا بسیار باریک است.

آلیس یک بطری را به صورت عروسک پیدا کرد که توسط آلیس گرفتار شده و به او عروسک گفت: برای من بنوشید ، مرا بنوشید ، من آلیس آب را در آن بطری نوشیدم ، بعد از اینکه آب را نوشید ، اندازه آن برای ورود به آن تونل مناسب شد ، بنابراین وارد آن شدم و آن را به یک باغ بسیار زیبا هدایت کردم

در باغ ، الیس کیک را دید که برای من و کلینی برای من نوشتم ، آن را خوردم و به محض اینکه او خوردن آن را تمام کرد ، با یک فاجعه ، آلیس به یک دختر بسیار غول پیکر تبدیل شد

خرگوش زیبا دید ، نه به این ترتیب او از اندازه غول پیکر آن می ترسید و فرار کرد. در حین فرار ، او از دستش افتاد ، دستکش را حمل کرد و یک فن کوچک را در درون خود پیدا کرد و به محض اینکه آلیس هوادار را نادیده گرفت ، به اندازه خود بازگشت و دیگر غول پیکر بود ، بنابراین آلیس خوشحال بود و هوادار در یک دریاچه پرتاب کرد ، اما تعجب آور بود که من در نزدیکی دریاچه نقاشی (دریاچه اشک) پیدا نکردم و صدای موش را شنیدم که در دریاچه می گوید: نجات من.

آلیس ماوس را نجات داد ، و سپس با دو رنگ چیز عجیبی پیدا کردم ، بنابراین تصمیم گرفتم آن را طعم دهم ، فهمیدم که یک کاخ در پشت این گیاه غول پیکر وجود دارد ، آلیس به درب نزدیک شد و وقتی درب وی باز شد ، به نظر می رسید که یک شاهزاده خانم زیبا که دارای فرزند گریه کننده است ، و قدم زدن در اطراف پاهای او ، یک گربه کوچک است ، آلیس نگاه می کند که من به شاهزاده خانم نگاه می کنم که شاهزاده خانم را نمی گوید:

گربه بین پاهای من ایستاد.

آلیس فکر کرد که خرگوش سفید ناپدید شده است ، اما بعد از چند قدم ، من خرگوش خاکستری را با سازنده کلاه برای خرید چای با یکدیگر پیدا کردم ، و همچنین ماوس را پیدا کردم که خواب بین آنها را پوشانده بود ، و پس از یک لحظه ، سازنده ماوس پوشش کوزه چای را قرار داد و ماوس را درون آن قرار داد.

آلیس خرگوش و سازنده کلاه ها را ترک کرد و راه خود را در جنگل به پایان رساند ، بنابراین او یک درخت بسیار بزرگ پیدا کرد ، و در انتهای تنه این درخت غول پیکر یک درب بزرگ ، وارد درب شد و وقتی که خرگوش سفید را در مقابل او پیدا کرد و پشت سر او یک افسر حامل پادشاه را پیدا کرد ، اما او را غافلگیر می کرد که همه مردم حتی می توانند ملکه باشند و مانند ملکه ها حرکت می کنند ، مانند ملکه ها ، مانند ملکه ها حرکت می کنند و مانند نقاشی ها ، این نقاشی ها را می دیدند. از آلیس نزدیک شد و از او پرسید که آیا می خواهد با آنها بازی کند. کورکیت ، یا اگر او ترجیح می دهد با طوطی برود تا آن را به لاک پشت غم انگیز ببرد

من صدای خنده ای از گربه را نشنیدم: سلام ، من گربه خنده دار هستم ، خنده را در جنگل گل داودی آموختم ، و او همچنین به او گفت: به پشت شما نگاه کنید ، آنها دوقلوها هستند که جدا نمی شوند ، یکی از آنها به خاطر سؤال بسیاری شناخته شده است و دیگری …. سپس گربه با خنده غرق شد. گربه ناگهان ناپدید شد و دوقلوها از شادی پریدند و خیلی گفتند. سوال:

من می خواهم یاد بگیرم که چگونه این گربه مخوف ناپدید می شود .. من تعجب کردم ، آیا واقعاً موضوع گربه نیست و پرسیدم: چگونه ناگهان برگشتید و دوباره ظاهر شد؟!

میمون گفت: آنها گل داران آبی هستند ، بنابراین تعدادی از آنها را برای من بیاورید ، اما از نگهبان غول پیکر مراقبت کنید. آلیس به سرزمین Chrysanthemums رفت و دوقلوها در مقابل گربه خنده ایستاده بودند که به او نگاه می کرد و دوباره ناپدید شد ، سپس از Afar صدای پریشانی شنید .. نجات .. نجات ..

آلیس برگشت و در راه رسیدن به طوطی و لاک پشت یافت.

طوطی وقتی اشک آلیس را دید ، خندید و گفت: آنها مرد کاغذ هستند .. فردا درختان دیگران را می درخشیدند

خرگوش سفید دوباره برگشت و کیک آب نبات را حمل کرد و آلیس بسیار گرسنه بود و یک تکه از آن را هوس کرد .. اما سازنده کلاه به سرعت رسید و یک تکه آب نبات و یک فنجان چای به او داد و گفت: برو جلو ، من می روم.

پادشاه فریاد زد: شاهد دوم را وارد سازنده کلاه کنید ، و خرگوش سفید یک کاغذ بسته بندی شده پخش کرد و با صدای بلند خواند: شاهد سوم نیست ..

– من اینجا هستم .. درباره موضوع چه می دانید؟

آلیس پاسخ داد: من موضوع را نمی دانم ، آقا.

ملکه از پاسخ آلیس عصبانی شد و گفت:

– این حکم را قبل از صدور تصمیم انکار می کند. این پوچی که این حکم قبل از صدور آن به جز احمق ها اجرا نمی شود ، چیست. چهره ملکه قرمز ، عصبانیت پادشاه و فریاد زدن با سربازان: آنها او را دستگیر کردند .. آلیس خندید ، گفت:

شما مرد کاغذ هستید ، من می توانم همه شما را پاره کنم

سربازان در هوا پرواز می کردند و به سمت آلیس حرکت می کردند ، زیرا برگهای پاییز پرواز می کردند و پادشاه در حال تماس بود:

شماره 6 پیشرفت .. شماره 7 به بالا .. شماره 3 به جلو .. بیا و مراقب باشید که یکی از شما را نگه ندارید ..

آلیس فریاد زد

پیش بروید ، زیرا من از اوراق یا ترس آنها نمی ترسم ، پادشاه یا ملکه نمی توانند به من آسیب برساند زیرا آنها نیز از کاغذ هستند. نبرد بین سربازان ادامه دارد و نه سربازان و سربازان نمی توانند به آنها آسیب برساند … حتی اگر برخی از آنها شمشیر کاغذ نیز حمل می کردند.

آلیس برگه ها را نگه داشت و آنها را در جیب خود قرار داد … تا اینکه صدای خواهرش را شنید تا به او بگوید:

آیا شما از خواب بیدار نمی شوید ، درست است .. از خواب بیدار شوید ، آلیس ، و رویای زیبا در شگفتی های شگفتی ها را پایان نمی دهید؟

[ad_2]

منبع

hosseinmikhak@yahoo.com

آخرین خبرها

اخبار سفر

اخبار سبک زندگی

اخبار مد

تمامی حقوق برای سایت نویسانه محفوظ است.

همکاران ما

خرید لایسنس اورجینال ویندوز 11، آفیس 365جعبه هارد باکس –  امین حسن زادهپیپت – 工厂化养殖如何影响动物、人类和地球  – موتور جستجوی کالا و خدمات باهم شاپبلیط هواپیما تهران به یزدبلیط هواپیما قشم به مشهد –  خرید بلیط هواپیما چارتر – امداد خودرو رامسر – ساعت جولیوس مردانه اقامت یونان با خرید ملک  فیلتر ساکورا –  اقامت تمکن مالی یونان  – چاپ عکس پازلمبل شویی در گرمدرهقطعات یدکی دریل مگنتخرید طلا اقساطی  – خرید دستگاه ضبط تصویرخرید بلیط هواپیما – مبل شویی در شهرریآموزش power biخرید دوره پیلاتس – آزمون آنلاین آیین نامه رانندگیشیشه خمدوچرخه اورجینال ارسال رایگان نقد اقساط  – تاج گلمبل شویی در کوهک  – انتخاب تابلو مغازه مناسب کسب‌وکار؛ از طراحی تا اجرای تابلوسازیلباس بچگانه دخترانه سایت نیکو کودکمبل شویی در رسالتنمایندگی نرم افزار حسابداری باران در ارومیهموکت شویی در محلمنوی دیجیتالباشگاه بدنسازی در پونکمبل شویی در سهروردیگیت فروشگاهیپله چوبیبلبرینگ صنعتیtehranscreenpanel.comاطلس باربیوگرامفیزیوتراپی در قزوینتجهیزات معدنپروتئین بارشهر چمنرویال مهاجرار اف برندآبنما آکواقیمت و خرید نوروا بی بی کرم اکتیپور :point_up_2:تعمیرگاه گیربکس در شرق تهرانکاهش حجم عکس آنلاینخرید فالوور اینستاگرامجوانه کتابلابراتوار چاپ عکس نورقائم