/ 2026/02/27

او جلسه را بعد از جدایی احساس کرد

[ad_1]

تصویری از مقاله برای جلسه پس از جدایی

او جلسه را بعد از جدایی احساس کرد

یکی از زیباترین شعرهایی که در جلسه پس از جدایی گفته شده است به شرح زیر است:

نشست

دکتر و شاعر Nour Al -Waeli می گوید:

غیبت شما در قلب انفارکتوس دارد

و طیف شما در تخیل متعلق است

من تو را دوست داشتم ، آیا عاشق صبر هستند؟

آیا با بدبختی شما مشخص است؟

من شما را در تصمیم به عنوان عشق به بازیگری دوست داشتم

و چشمانم آن را با نور تشخیص نداد

اشتیاق من مانند یک شب ابدی است

و شب از پسری که روشن است

این مرا از اشتیاق دور می کند

برای دید او ، لطفا ملاقات کنید

صبر من برای جلسه NAM ها

و شاوکی کالجاد نابودی دارد

هیچ صبر وجود ندارد

نه با پیوند رضایت

نزدیکی شما روح را به یک معنا چشید

او گرما و سرپناهی برای روح دارد

ترس من بعد از اینکه چشمانم را پر کردم

عزیمت که باعث ترک ترک شد

من با روح جهان با او صحبت می کنم

او با پاسخ به من افتخار می کند

اگر فقط جلسه سابری را محکم کند

او کسانی را که هرچه می خواهند پاک می کند

برای فاصله شما ، در روح زخمی شده است

او اگر نابودی را درمان کند ، آن را شفا می دهد
فجرحي نازف فيه صليل
semit از فاضلاب های دارو

این یک درد استخوان شد

همانطور که شاخه هایی از زمستان سلب می شوند

بنابراین شما زندگی من خواهید بود و چشمانم را ترک خواهید کرد

از اشتیاق ، آنها گریه می کردند

وجود من در جدایی کمی نی است

طوفان شب و هوا

عروقي من أساي تجفّ غمًّا

شما آن را با خون خود بگویید
فيا ليل الأسى قد دمت خلداً
پس آیا شما نوری دارید؟

اگر آن را توصیف کنید برای توصیف شما

شرح کمال آغاز است

سیاهی شما در چشم انداز سبک و تقدیس است

و شما با آسمان برای آسمان خسته می شوید

سیاهان پوشانده شده اند .. انگار بد

شبانه درخشش دارد

جمال در محل

و ستون ها با پوشش آراسته شده اند

جهان به یک قلب تبدیل شده است

تا زمانی که بماند بر روی تکانه های او

افق ها جهان را دارند

جو دارای چراغ روشنایی است

نسیم دهان را صدا می کند

همیشه تشویق و ستایش

او یک پروردگار دارد که او را با نور تاج گذاری کرده است

این نور الهی روشن است

چراغی از نور دارد ، چراغ ها

در رنگ ها ، فضا از آن پیروی می کند

من خانواده و مهاجر مالی خود را ترک کردم

برای او ، او بثورات کشتی را از دست داد

من به دنبال تماس گیرنده بودم و قلب پرنده ای است

درست به سمت آن و چشم آب است

من از آرزوی بزرگ قلبم مسابقه می دهم

با پاها ، سخاوتمندانه به او کمک می کند

او قلب را صدا کرد: ای پاهای من

بنابراین من او را به دویدن سلام کردم

او شبها به هنر خود نزدیک بود

گویی افق طلوع می کند و به روز می شود

من آن را به عنوان دنده هایم برای قلبم در آغوش می گیرم

من آن را در آغوش گرفتم ، و شکوه و عظمت غرق خواهد شد

من از یک خیال شگفت زده شدم

در چراغهای صنعا قرار دارد

جلوی او نشستم و چشم پر بود

با آیات تزئین شده با خلوص

او قبل از او سجده کرد ، پروردگار

او اعتبار خود را دید

من مثل روحم ایمن هستم

او را با طوفان ساختمانی می چرخاند

من به ندای خدا بزرگ وارد شدم

بنابراین او با عجله وفاداری

Majid ، Rab ، Rahim

لطفا هر کسی را ببخشید ، لطفا

وارد یک عزت و پیروزی شدم

و از آن راضی است ، از رضایت راضی است

Fujibrit ، Peel Wallbhod

آشکار است ، از آن پنهان است

بنابراین ترفندها و روح من چگونه سنگین هستند

با نافرمانی از دعای

من وارد تو شدم که از پروردگار من یک پناهگاه درخواست کردم

بنابراین از تحقیر درخواست شرمنده باشید

من با یک روح وارد تو شدم

جهان ها باریک و نارضایتی هستند

من به شما پابرهنه و پشیمانی عالی دادم

به چهره شما ، پروردگار من مرا به دنبال جستجو سوق داد

من به شما دستور خود را به خدا دادم

با گناه به یک مصیبت تبدیل شده است

من وارد تو شدم که متعجب شده است: آیا یک شفاعت کننده وجود دارد؟

بنابراین خدا به من می آید

من از یک شفاعت کننده می پرسم و نزدیک هستم

من به یک تماس برای آن پاسخ می دهم

تو مرا می بینی ، آیا من زندگی می کنم و یک روز می آیم

او مرا با خانه ملاقات همراه می کند

صلح به حرم و چه کسی آن را ساخته است

صلح بر او برای تحقق

من تو را دیدم که او ماه را بیدار می کند

شاعر می گوید:

من تو را دیدم که او ماه را بیدار می کند

و وقتی چشم ها عصر تقلید می کنند

و وقتی دیدگاه ها از ترس سفر می کنید

و وقتی ستاره ها جادو می کردند

من شما را یک رویا و یک رویا و پدربزرگ دیدم

و در شب ، و یک دریای زیبا

تکرار لحن سفر

من تو را دیدم که یک کودک خردسال گریه می کند

و به باران می خندد

یک ذهن بزرگ از تخیل من فراتر می رود

آه شعله

شاعر می گوید:

يا لهيب النار يا جمر الغضى

fouad در اشتیاق در بره من

با شبها ، سار

در مسیرهای عاشقان گذشت

ستاره ها غایب هستند و ماه

چشم و لباس نقره ای

گریه از دست داده و در نور استفاده می کند

زمان صرف کرده است

در ابعاد و ترک در DNA

با دوری از عشقم ، راضی شدم

برای لحظه ای فکر نکنید که شما را فراموش می کنم

در عشق شما و قلب در حال ضرب و شتم است

هر احساسی شما را عاشق می کند

او تا زمانی که به روز شود شلاق است

من در ابعاد اشتیاق دارم

اوه زندگی من ، قتل من حق ندارد

من پرنده را در لانه های غنی دیده ام

در یک سالن دائمی ، یک زک پاره شده

شما مرا ممنوع کرده اید که آب عشق را آب کنید

از دستان شما و احمق ها واقعاً دشوار است

ای شعله های آتش ، شیرین ترین اشتیاق من

تاریکی در زندگی من در نظر گرفته شده است

نورمن من را روشن کرده است

و احتراق در قلب من و هوا

آیا عاشقانی مثل من را مستی می بینید؟

هر وقت مست می شوم ، او روایت نمی شود

یا آیا شما یک عاشق یک عاشق می بینید

آیا شما را نمی بینم ، آیا روایتی وجود دارد؟

در حضور من در موجودیت هنوز

طیف عشق به زیبایی حاوی

لذت در جلسه و اینجا

اوه ، سن ، ای شیرین ترین مایع منی

همه غمهایم لحظه ای ذوب می شوند

بدون اشک ، گریه ، بدون نور

و حضور آهنگ ها صادقانه است

پرندگان مورد علاقه ما قرار گرفته اند

گل و گل رز رقصیدند

نسیم عطر در اطراف ماست

مدتی ملاقات کردیم و ادغام شدیم

ما یکی از شما شده ایم

یک جلسه و جدایی

الیا ابو مادی می گوید:

اگر آن را برآورده کند ، صبر در مورد رها کردن آن

بی نظیر نمک درست می شود

زیباترین چیزی است که هسته بود

و خورشید برای نظرش خوشمزه ترین است

من به edicichus و قلبم جمع شدم

بازیکنان لطفا از آن خودداری کنند

اگر زنان زن جوانی هستند

این یک سهل انگاری نیست که آن را بهبود بخشید

بنابراین به عشق هشدار دهید ، که باد پنهان نیست

اگر هیچ عزت بزرگی در آن وجود ندارد

کرنش ادامه دارد و پس از آن باقی می ماند

در روح ، فاز می گیرد و آن را گناه می کند

من از زیباترین برای ما گذشتم

شما احمق هستید

آن شبها ، آنها را به یاد نمی آورم

ترس از دردسر ، و من از فراموش کردن آن نمی ترسم

آنها هر زمان که از او ذکر شد به من داده می شد

من به مصر و مردم آن شدت دارم

یک سرزمین آسمانی ، بدون آن ، با افتخار

هیچ آسمان یا سرزمینی وجود ندارد که آن را تقلید کند

پاورقی های آن ریخته و سبز است

زیباترین سرزمین همان چیزی است که پاورقی های آن است

گویی اهرام ذبح شده است

این به طرف دیگر اوست

و ما شیرین ترین شیرین ترین منظره آن را داریم

و زمزمه آن یک ترفند در پنهان کردن آن است

كَأَنَّها كَعبَةٌ حَجَّ الأَنامُ لَها

اگر این برای شما نبود ، من نمی گفتم که بسیار واضح است

و آنچه توسط محله های آن مشهود است

او از سرزمین خود شیرین ترین جوراب می گوید

خنده صورت اغوا کننده است

اگر آن را بازخرید کنیم و آن را بخوانیم

و من می خواستم از هر شخص هیجان زده باشم

چتر دریایی من بی حس و قلب است

در هر همسایه ای که تأثیر دارد

و خانه صاحب آن بیشتر از آنچه در آن وجود دارد آگاه است

و در سازندگان بخشی از شایستگی های آن است

و در آلژوار ، بخشی از معانی آن است

اگر آنها مرا نقض کنند ، من آن را نقض نمی کنم

و اگر به من زنگ بزنم ، آن را صدا نمی کنم

مرگ و میر آن و چسباندن افق من را متوجه شد

در راه رفتن مثل اینکه من از خصمانه آن هستم

او وقتی می دانست تقریباً عصبانی بود

من مادری هستم که در روح هستم

من شب اسیر شده ام ، مجبور شده ام

انگار عفو شده است که من آن را پیدا نمی کنم

و اشتیاق من را به حرکت در می آورد و ترس باعث من می شود

این برای من است ، و این در مورد آهنگ اوست

دیاگی و هم بزنید

ترس ، من می ترسم و از صبح می ترسم ، آن را جمع کنم

بنابراین آنچه من ترانه ای از کسانی داشتم که درگذشتم

با این حال ، من به خودم رسیده ام

آنجا ، من مهربان بودم و به سمت من می رفتم

خوود لبنیات خوبی را می بیند.

تخم مرغ ، که رشته های آنها با همسران خود سیاه است

از شکمش عصبانی است

و لباس با پنهان بودن آن تنگ شده است

در مورد او ، کاش پاسخی برای محافظت از او داشتم

و این کمر است که مورد توجه قرار خواهد گرفت

دَعصٌ تُرَجرِجُ حَتّى كادَ يُلقيها

من تعجب کردم تا اینکه آن را ندیدم

و من تأیید کردم ، و خدا فراموش کرد که آن را احیا کند

او از سرگردان هایش با من صحبت کرد

پلک من چیست

حَتّى بَدا الفَجرُ وَاِعتَلَّت نَسائِمُهُ

و او تقریباً اسرار من را پخش می کند و آنها را پخش می کند

او یک اشک گریه کرد و مرا گریه کرد تا خون را پاره کند

من پنهان و نشان داده شده ام

گویی او هرگز بعد ما را حس نمی کند

بنابراین من بیشتر از دره خودم بودم

فَما تَعَزَّت بِأَنَّ الدَهرَ يَجمَعُنا

یک روز ، و من آرزوی او را ترک نکردم

شما می گویید ، و چیز همان است

در یک شیار ، من از شنوایی برای از بین بردن آن می ترسیدم

و خودم ، خودم مرد هستم

از جهان دیده می شود. آرزوهای آن

فَقُلتُ صَبراً عَلى كَيدِ الزَمانِ لَنا

هر استخوان چاه است و درون آن می افتد

[ad_2]

منبع

hosseinmikhak@yahoo.com

آخرین خبرها

اخبار سفر

اخبار سبک زندگی

اخبار مد

تمامی حقوق برای سایت نویسانه محفوظ است.

همکاران ما

خرید لایسنس اورجینال ویندوز 11، آفیس 365جعبه هارد باکس –  امین حسن زادهپیپت – 工厂化养殖如何影响动物、人类和地球  – موتور جستجوی کالا و خدمات باهم شاپبلیط هواپیما تهران به یزدبلیط هواپیما قشم به مشهد –  خرید بلیط هواپیما چارتر – امداد خودرو رامسر – ساعت جولیوس مردانه اقامت یونان با خرید ملک  فیلتر ساکورا –  اقامت تمکن مالی یونان  – چاپ عکس پازلمبل شویی در گرمدرهقطعات یدکی دریل مگنتخرید طلا اقساطی  – خرید دستگاه ضبط تصویرخرید بلیط هواپیما – مبل شویی در شهرریآموزش power biخرید دوره پیلاتس – آزمون آنلاین آیین نامه رانندگیشیشه خمدوچرخه اورجینال ارسال رایگان نقد اقساط  – تاج گلمبل شویی در کوهک  – انتخاب تابلو مغازه مناسب کسب‌وکار؛ از طراحی تا اجرای تابلوسازیلباس بچگانه دخترانه سایت نیکو کودکمبل شویی در رسالتنمایندگی نرم افزار حسابداری باران در ارومیهموکت شویی در محلمنوی دیجیتالباشگاه بدنسازی در پونکمبل شویی در سهروردیگیت فروشگاهیپله چوبیبلبرینگ صنعتیtehranscreenpanel.comاطلس باربیوگرامفیزیوتراپی در قزوینتجهیزات معدنپروتئین بارشهر چمنرویال مهاجرار اف برندآبنما آکواقیمت و خرید نوروا بی بی کرم اکتیپور :point_up_2:تعمیرگاه گیربکس در شرق تهرانکاهش حجم عکس آنلاینخرید فالوور اینستاگرامجوانه کتابلابراتوار چاپ عکس نورقائم