/ 2026/02/28

داستان پینوسیو – موضوع

[ad_1]

عکس مقاله داستان پینوسیو

عروسک چوبی نجار قدیمی Pinocio را ساخت

این یک مکان در یک دهکده کوچک و یک زمان دور بود ، پیرمردی در یک فروشگاه مشغول کار بود و بازی های چوبی را برای کودکانی که خودش را خلق می کند ، می فروخت و بازیگر ساز که او را در فروشگاه خود به آن گیببیتو می نامد ، و او یکی از شخصیت های مهم داستان است ، زندگی می کند تا این عروسک های چوبی را که می سازد ، بفروشد ، این پیرمرد از واحد رنج می برد و آرزو می کند اگر او یک پسر را داشته باشد ، در حالی که یک پسر قدیمی است و یک پسر را به یک پسر و پسر می رساند ، و یک روز و یک پسر و یک پسر را داشت ، انسان ، فراه از آنچه پیدا کرد ، راه خود را آغاز کرد و شاخه چوبی را روی پشت خود حمل کرد و به کارگاه برای ساخت عروسک چوبی.

نجار قدیمی آرزوی عروسک Benocio را داشت

هنگامی که پیرمرد به کارگاه خود رسید ، او شروع به مجسمه سازی شاخه چوب که پیدا کرد ، و در حالی که او این کار را انجام می داد ، پیرمرد صدای کودک را شنید و احساس عجیب کرد ، و او احساس کرد که اشتباه است ، و او مجسمه خود را به پایان رساند ، و او دوباره صدا را شنید ، بنابراین او فکر می کرد که خودش نیز اشتباه است و حتی به اتهام خود ، او را به اتمام می رساند ، و حتی خود را به پایان رساند و حتی به عنوان یک مرد پیرمرد شد که پیرمرد شد و پیرمرد شد و آثار پیرمرد شد. پیرمرد آن را روی صندلی قرار داد ، برای شروع تمیز کردن ، و ناگهان عروسک شروع به حرکت کرد ، نه تنها این بلکه از صندلی خود صحبت کرد و پرید و شروع به رقصیدن کرد ، بنابراین پیرمرد احساس تعجب و ترس کرد ، اما او به سرعت از به دست آوردن عروسک جادویی خوشحال شد و آرزو کرد که او فرزند او باشد.

پینوسیو با استعدادهای متعدد خود از نجار قدیمی شگفت زده شد

پیرمرد با بنکیو روز به روز با خوشحالی او را با استعدادهای متعدد خود در پیاده روی ، رقصیدن و بازی ، شگفت زده کرد و وقتی زمان یک بانک برای رفتن به مدرسه بود ، پیرمرد مقداری از اموال خود را فروخت تا پول کافی برای آن بدست آورد ، و بنکیو به مدرسه رفت ، و در راه او متوجه شد که مردم او را جمع می کنند ، Benukio از طریق جمعیت Benukio وارد شده است ، اما او باید از طریق جمع یک چادر بپردازد ، اما او می تواند از یک چادر بپردازد ، اما او می تواند از یک چادر پرداخت کند ، اما او باید از یک چادر پرداخت کند ، اما او می تواند از یک چادر بپردازد ، اما او می تواند از یک چادر بپردازد ، اما او می تواند از یک چادر بپردازد ، اما او باید از یک چادر پرداخت کند. وقتی وارد Benukio Kan شد در داخل چادر ، عرض خون چوبی شبیه به آن بود ، بنابراین بنوکیو خوشحال شد و به رقصیدن با آنها روی صحنه رفت.

جادوگر پینوسیو چیزی مشکوک دید

قام صاحب السيرك، بعدما شعر أن حصوله على الدمية بنوكيو سيكون مكسب للنقود، بحبس بنوكيو داخل قفص ليحوله لحيوان مثلما يفعل مع كل الأطفال الذين ينضموا للعمل معه، ومع مرور الوقت شعر بالندم على ما فعله، وهو في حالة بكاء، أتت الجنية الطيبة وقامت بتحريره، وتمنى بنوكيو أن يحصل على المال الخاص بدخول المدرسة مرة أخرى، وكان له ذلك.  

پینوسیو از جادوگر فرار کرد و یک ماجراجویی جالب را آغاز کرد

پس از آن حادثه ، بنوکیو فضای شادی و سرگرمی را به دست آورد و در حالی که او در حال راه رفتن و آواز خواندن به روشی برای مدرسه بود ، یک روباه و یک گربه را رهگیری کرد و آنها قصد داشتند از او پول بگیرند.

روباه او را متقاعد کرد که پولی که در اختیار دارد ، برای خرید لوازم مدرسه کافی نیست ، اما او می تواند آن را در زمینه میدان قرار دهد ، و درختی پر از پول تأسیس شد ، روباه روباه معتقد بود و روباه پول را از بنکیو گرفت تا آن روند را انجام دهد ، اما مطمئناً او با پول فرار کرد ، پس از آن دوباره به نظر می رسید؟

لم يرد أن يخبرها بما حصل، وقال أنه قد اشترى مستلزمات المدرسة، وتركها هناك، لكن فجأة، بدأ أنفه يصبح أطول، مع كل كذبة يقولها بنوكيو، بعدها قرر بنوكيو قول الحقيقية، وسامحته الجنية وأعادت أنفه لحاله الطبيعية، وأعادت له المال مرة أخرى.

پینوسیو دوباره صاحب سیرک را دید

بنوکیو راه خود را به پایان رساند ، اما او با صاحب سیرک که از او فرار کرده بود ملاقات کرد و او بسیار عصبانی بود و بنوکیو را در دریای همسایه انداخت و خوشبختانه که بنوکیو عروسک ساخته شده از چوب است ، و او را از غرق شدن محافظت می کند ، و او با تمام لذت در دریا شنا می کرد ، بنوکیو خود را در یک مکان تاریک پیدا کرد و او را نمی دانست که این فاله را نمی داند که این فاله را پیدا نکرده است.

Gipto برای جستجوی یک بانک رفت و از یکی از آنها یاد گرفت که او در دریا است ، با قایق به دریا رفت ، اما او به دلیل هوای شدید غرق شد و همان نهنگ او را بلعید که بنوکیو را بلعید ، و هنگامی که پیرمرد بنوکیو را پیدا کرد ، او بسیار خوشحال شد و پری خوب ظاهر شد و به آنها کمک کرد تا به لباس برسند.

بنوکیو به یک کودک واقعی تبدیل شد

کودک بعد از آن حادثه خوشبختی زندگی می کرد ، و پری خوب از ویندوز به طور مداوم دیده می شد ، و یک روز پوند تصمیم گرفت که عروسک را پاداش دهد ، بنوکیو ، پس از آنکه رفتار خوب و کمک او به پدر پیر خود را در تمیز کردن و دیگران دید ، و پاداش غیرقانونی بود ، و او که او از خواب می رفت ، او را به یک کودک واقعی تبدیل کرد ، و وقتی Benukio Woke به یک کودک واقعی تبدیل شد. همچنین خوشحال باشید ، و بین بازوها ، گریه و شادی ، پیرمرد خدا را شکر کرد و با خوشبختی او و بنوکیو زندگی کرد.

[ad_2]

منبع

hosseinmikhak@yahoo.com

آخرین خبرها

اخبار سفر

اخبار سبک زندگی

اخبار مد

تمامی حقوق برای سایت نویسانه محفوظ است.

همکاران ما

خرید لایسنس اورجینال ویندوز 11، آفیس 365جعبه هارد باکس –  امین حسن زادهپیپت – 工厂化养殖如何影响动物、人类和地球  – موتور جستجوی کالا و خدمات باهم شاپبلیط هواپیما تهران به یزدبلیط هواپیما قشم به مشهد –  خرید بلیط هواپیما چارتر – امداد خودرو رامسر – ساعت جولیوس مردانه اقامت یونان با خرید ملک  فیلتر ساکورا –  اقامت تمکن مالی یونان  – چاپ عکس پازلمبل شویی در گرمدرهقطعات یدکی دریل مگنتخرید طلا اقساطی  – خرید دستگاه ضبط تصویرخرید بلیط هواپیما – مبل شویی در شهرریآموزش power biخرید دوره پیلاتس – آزمون آنلاین آیین نامه رانندگیشیشه خمدوچرخه اورجینال ارسال رایگان نقد اقساط  – تاج گلمبل شویی در کوهک  – انتخاب تابلو مغازه مناسب کسب‌وکار؛ از طراحی تا اجرای تابلوسازیلباس بچگانه دخترانه سایت نیکو کودکمبل شویی در رسالتنمایندگی نرم افزار حسابداری باران در ارومیهموکت شویی در محلمنوی دیجیتالباشگاه بدنسازی در پونکمبل شویی در سهروردیگیت فروشگاهیپله چوبیبلبرینگ صنعتیtehranscreenpanel.comاطلس باربیوگرامفیزیوتراپی در قزوینتجهیزات معدنپروتئین بارشهر چمنرویال مهاجرار اف برندآبنما آکواقیمت و خرید نوروا بی بی کرم اکتیپور :point_up_2:تعمیرگاه گیربکس در شرق تهرانکاهش حجم عکس آنلاینخرید فالوور اینستاگرامجوانه کتابلابراتوار چاپ عکس نورقائم